نتايج تحقيقات نشان مي دهد كه بيشتر افراد در طول شبانه روز،نيمي از وقت خود را بدون برنامه ريزي تلف مي كنند.
مديريت زمان چيست؟
مديريت زمان؛يعني استفاده ي بهينه از زمانبراي انجام وظايف و امور
محوله بر طبق اولويت آنها.غالباً در طول يك روز اداري كه در حدود
8 ساعت مي باشد نمي توان شخصاً به همه ي كار ها رسيدگي
كرد.اينجاست كه يك مدير خوب بايد به اهميت و ضرورت هر كدام از
امور واقف باشدتا بتواند با اولويت بندي آنها،از وقت خود به بهترين
شكل ممكن استفاده نمايد.با اين حال بسياري از عوامل نيز باعث
مي شوند يك مدير نتواند در بعضي از موقعيت ها بر زمان
كاري خود مديريت كند.
بعضي از عوامل ضايع كننده ي وقت عبارتند از:
1.عدم برنامه ريزي:
تعيين نكردن هدفها،نداشتن برنامه ي روزانه،تخمين هاي نادرست زماني براي
انجام هركارو...
2.عدم ساماندهي:
سازمان ندادن به امور شخصي،تكرار تلاشها يا دوباره كاري،شرح وظايف
مهم،روشن نبودن چارت سازماني و...
3.هدايت كردن غلط:
تفويض نادرست اختيارات به زيردستان،نداشتن انگيزه ي فعاليت،كنار نيامدن با
برخي تغييرات در سازمان و...
4.كنترل كردن ناقص:
ملاقات هاي اتفاقي،علائق گسترده و نامربوط به كار،نا تواني براي
«نه»گفتن،اطلاعات ناقص از انجام وظايف،بخشنامه ها و آيين نامه هاي اجرايي
و...
5.ارتباطات ناسالم:
نداشتن روابط انساني و صحيح با كاركنان،نا تواني در گوش دادن به حرفهاي
زيردستان،انجام تشريفات غير ضروري و وقت گير.
6.تصميم گيري نادرست:
اجتناب از تصميم گيري به موقع،به تعويض انداختن تصميم گيريها،كمال گرايي
و...
7.عوامل محيطي:
انساني آموزش نديده و...
=========================================
راه كار هاي موثر در رفع عوامل اتلاف وقت و دستيابي به مهارت هاي مديريت زمان:
۱.بودجه بندي اوقات كار:
بايد با توجه به زمان در دسترس خود،برنامه هاي روزانه،هفتگي،ماهانه و حتي
سالانه ي خود را مشخص و خودتان را براي انجام آنها مقيد نمائيد.
2.استفاده ي بهينه اززمان:
وقت زيادي را صرف تصميم گيري در زمينه ي موضوعهاي پيش پا افتاده
نكنيد.چه بسا براي چنين مواردي بهتر باشد تصميم گيري را به زير دستان خود
بسپاريد.
3.توجه به قرار ملاقاتها:
تعهد در انجام ملاقات هاي راس ساعت مقرر را در خود تقويت نمائيد،چراكه
در غيراينصورت ارزش شما به عنوان يك مديرنزد ديگران خدشه دار خواهد شد.
4.پاسخگويي به تلفنها:
سعي كنيد از تلفن هاي غير ضروري و وقت گير اجتناب نمائيد.با استفاده از
جملات كوتاه وبي اهميت،زمان طلايي شما را بگيرد.
5.استفاده از يادداشتها:
بهتر است به حافظه ي خود اعتماد نكنيد و برنامه هاي خود را علاوه براينكه به
منشي خود مي گوئيد،در تقويمتان نيز يادداشت نمائيد.
6.تفويض اختيارات:
با توجه به توانمندي هاي افراد تحت نظارت خود،مسئوليت ها را بين آنــها تقسيم
كنـــيد ولــــي نظارت بر حسن اجراي آنها را فراموش ننمائيد.
7.مرتب كردن ميز خود:
يك ميز شلوغ و پر از كاغذها ،پرونده ها،يادداشتها و... ابعث آشفتگي شما مي
شود.پس بهتـــــر است هر وقتكارتان با يك پرونده تمام شده آن را از روي ميز كار
خود برداريد.
8.عادت به تند خواني :
اين مهارت به شما كمك مي كند در مطالعه ي مطالب،آن چيزي كه اهميــت
اساســــــي دارد را زودتر يافته و وقتتان را بيشتر به دقت در آن اختصاص
دهيد.
9.سيكل بهره وري خود را شناسايي كنيد:
هر فرد داراي سيكل زماني خاصي است كه در آن،از بهره وري بالاتري
برخورداراست.ايــــن سيكل براي بعضي افراد در صبح و براي بعضي عصر ياحتي
اوقات ديگر شبانه روزمي باشد.
بنابراين با شناخت سيكل بهره وري خود سعي كنيد موضوعهاي كليدي را به آن
زمان موكـــول نمائيد. پس بايد به حافظه ي خود اعتماد نكنيد و آنها را يادداشت
كرده و هميشه همراه داشته باشيد .
الهي ادركني پاسَنا امتحاني به نمراتَن دهي و گاهن دوازدهي...
حفظان مِن مشروطي و فلجن استادي و لغوا امتحاننا
=========================================
واماااااااااااااااااااااااا:
تست کنکور هنر:
اولین هنری که پس از دیدن چهره آرایش کرده دختران امروزی
به ذهن شما متبادر میشود چیست؟
الف: مینیاتور.
ب: صافکاری، بتونه کاری و نقاشی اتومبیل!!!!
ج: دوپینگ!!!!
د: من به ناموس مردم نگاه نمیکنم

جمعي از متخصصان اين سوال رابراي گروهي از
كودكان بين 4تا8 سال مطرح كرده اند كه"عشق به
چه معني است؟!" پاسخهايي كه دريافت كرده اند
بسيار وسيعتر از آن بوده كه حتي كسي بتواند
تصور كند.بخوانيد و خودتان مشاهده كنيد.
|
از زمانيكه مادر بزرگم دچار آرتروز شد،ديگر نمي توانست خم شودو ناخن هاي پايش را لاك بزند،از آن به بعد، هميشه پدر بزرگم اين كار را براي او انجام مي داد.حتي وقتي كه دستهاي خودش هم آرتروز شد.اين عشق است 8 ساله |
|
وقتي كسي شما راعاشقانه دوست دارد،شيوه بيان اسم شما در صداي او متفاوت است و تو مي داني كه نام تو در لبهاي او ايمن است. 4 ساله |
|
عشق يعني آن هنگامي كه براي غذا خوردن با كسي بيرون مي روي و بيشتر چيپس خود را به او مي دهي.بدون آنكه توقع متقابلي داشته باشي. 6 ساله |
|
عشق آن چيزي است كه در اوج خستگي ،لبخند را به لبانت مي آورد 4 ساله |
|
عشق يعني آن زماني كه مامان براي بابا قهوه درست مي كند و براي اطمينان از خوبي طعمش كمي از آن مي نوشد. 7 ساله |
|
عشق آن زماني است كه به شخصي مي گويي از لباسش خوشت آمده و او ازآن پس،هر روز آن را مي پوشد. 7 ساله |
|
عشق يعني آن زماني كه مامان بهترين تكه مرغ را براي با با مي گذارد. 5 ساله |
مثل شما
«من دلي دارم كه هر جا مي برم گم مي كنم»
تا خودم را قاطي احساس مردم مي كنم
بعد عمري زندگي دست خودم را خوانده ام
بيخودي خود را به هر شكلي تجسم مي كنم
گاه در آيينه اين شعر ها گرييده ام
گاه وقتي شعر مي خوانم تبسم مي كنم
اين غزلها بوي اندوه خودم را مي دهند
من ولي مثل شما آن را تكلّم مي كنم
چون شما بودن برايم آرزويي مانده است
از همين رو من دلم را بينتان گم مي كنم
چشم انداز اسلامي بر مديريت استرس
اگرچه استرس ممكن است براي بقاي انسان ضروري باشد ، اما زياده روي در آن ، بطور حتم سلامتي و بازدهي ما را تحت تاثير قرار مي دهد . شواهد پزشكي كافي وجود دارد كه بيماريهاي دستگاه گوارشي مانند زخم معده ، افزايش فشار خون ، انسداد شرائين و افسردگي با استرس مرتبط است .
بيشتر مشكلات مشترك مانند سردرد شديد ، بي خوابي ، ناتواني جنسي در مردان ، سردي و كمي تمايل در قواي جنسي ، در زنان به استرس مربوط مي شود .
در حال حاضر چندين مدرك وجود دارد كه استرس همچنين باعث ايجاد ديابت ، سركوبي سيستم ايمني بدن و گسترش سرطان مي شود .
در زندگي امروزه ما ، استرس در وجود صلح در خانه ، انجام وظيفه در محل كار گرفتن رتبه در مدسه و حتي در خوردن و رفتار جفت گيري ما تاثير مي گذارد.
حوادث بيشماري موجب فشار رواني ميشوند. بعضي از اين حوادث تغييرات مهمي هستند كه تعداد زيادي از مردم را تحت تأثير خود قرار ميدهند مثل : جنگ، حوادث هستهاي، زلزله و .....
حوادث ديگر تغييرات مهم در زندگي شخصي افراد ميباشند مثل: انتقال به منطقه گرمسير، تنزل درجه، ازدواج، مجروح شدن يا بيماري شديد.
گرفتاريهاي روزمره نيز ممكن است از عوامل فشار باشد مثل: گم كردن كيف پول، گيركردن در راهبندان و تأخير در رسيدن به اداره، برخوردهاي چكشي فرماندهان با زير مجموعه، برخوردهاي تحقيرآميز مسئولين و عواملي از اين قبيل.
مدیر بالام ناز بالام ![]()
مدیری می گفت : انتخاب یک مدیر برای دو مدیرخانه یا بیشتر گاهی ممکن و گاهی غیر ممکن می شود . و یا شاید برای برخی ممکن و برای برخی غیر ممکن است . علت چیست ؟؟؟![]()
پس از بررسی های فراوان معلوم شد که این مسئله به اوضاع کواکب وبه ویژه گردش زمین در منطقه البروج برمی گردد
. انچه از تحقیقات کیهانی و رصد عمومی معلومم گشت این است که:![]()
اگر تولد مدیر و و ماه انتخاب او برای مدیریت هر دو در یک برج واقع شود بهترین طالع برای او رقم می خورد . و اگر در برج جوزا باشد او برای دو مدیر خانه مدیر می شود . چنانچه همزمانی این دو برج در سال میمون باشد که نور علی نور است . و مدیریت سه مدیر خانه هم برای او رقم می خورد . او نزدامرا و بزرگان محترم گشته و مال بسیار جمع کند احتیاط آن است که از روغن او چراغ همسایه هم نفع برد . در طالعش آمده است استخوان دم روباه در جبیب داشته باشد
و بر میز خود بنویسد بر چشم بد لعنت !![]()
کسی که متولد برج سرطان باشد برای یک مدیر خانه زیاد و برای دو مدیر خانه کم است
. در طالعش آمده است که یک مدیریت را قانع شود تا کامیاب گردد
. لباس سفید می پوشد که سخت لکه نما باشد . ![]()
مدیری که در برج حمل سال اسب انتخاب می شود مدیریت برای او در یک مدیرخانه چون سهل و ممتنع است حاسدان بسیار خواهد داشت و
زنی کوتاه قد زندگی و کار او را تباه می کند![]()
. مدیریت او برای دو مدیرخانه ممکن نیست دود کردن دو دانه اسپند در روز برای او نافع است .![]()
![]()
چون که فردی متولد برج جدی و سال مار باشد اگر حکم مدیریت او در سال عقرب صادر گردد میز برای او وفا نمی کند
ُ او اگر چه اهل هنر باشد
. اما هر جا که رود قدر نبیند و برصدر ننشیند
. چنین مدیری دستش نمک ید دار ندارد
به هر که خوبی کند بدی ببیند
برایش فساد مالی پیدا شود .![]()
کسی که متولد برج ثورباشد و در برج سنبله مدیر گردد محترم و عزیز گردد و مالی بیحساب به دست اورد
. و چنین مدیری به رونق اقتصادی می رسد ![]()
. مدیریت همزمان دو مدیرخانه برای او منعی ندارد.در طالعش امده است زیاد خوش اخلاقی نکند تا برایش فساد اخلاقی پیدا نشود .
مدیر متولد برج قوس چنانچه در سال خرگوش تولید شده باشد نیک شکل است و آتش مزاج و بلند پروازی می کند و از مدیریت یک مدیرخانه هم باز می ماند
. سرپرستی به جای مدیریت برای او کافی است !![]()
کسی که متولد برج حوت است ۵۰ درصد او برای مدیریت مدیرخانه کافی است
و ۵۰ درصد بقیه اش می تواند در مغازه به سر ببردو یا در خانه برای شریک زندگی تره خورد کند
. این نوع مدیر از همانهایی است که در بچگی مادرش او را مدیر
صدا می زده است : ![]()
لالای دئیم یاتاسان مودورلوگه
چاتاسان
ایشله میوب ییه سن
پول گولونه باتاسان ![]()
![]()
و در جوامعی دیگر :
مودور بالام ناز بالام
قلم گوتور یاز بالام ![]()
آشاآشا یول یری
اوردک بالام غاز بالام ![]()
![]()
کسی که متولد برج اسد و سال موش است ازخیر مدیریت بگذرد که خیری برایش ندارد
. اگر هوس کند و مدیر گردد ُ باید در کار معاون دقت نماید
تا مبادا در گوشی تلفن ُ میکروفن کار نگذاشته باشد
. هر گز اتاق خود را ترک نکند
. چون ممکن است معاو ن پنهانی بر درب آن بنویسد :
مودور ون باشی یاغلدی
اتاقی گونده باغلدی ![]()
پست الکترونیکی
یه روزمردی که دنبال کار می گشت برای مصاحبه ی استخدامی به شرکت مایکروسافت رفت تا به عنوان نظافتچی استخدام شود.
مدیرآنجا از او سوالهای مختلفی کرد و میزان حقوق که 30 دلاردرروزبود را گفت و دست آخر آدرس پست الکترونیکی مرد راخواست تا برای وی فرم اسخدامی بفرستد و او ان را پر کند .مرد در این لحظه جا خورد و گفت:"من پست الکترونیکی ندارم حتی رایانه هم ندارم!" مدیرمایکروسافت گفت:"پس باید بگویم متاسفانه شما نمی توانید در اینجا استخدام شوید." مرد بیچاره حیرت زده آنجا را ترک کرد.او 10 دلار بیشتر در جیبش نداشت و تصمیم گرفت یک جعبه ی 10 کیلو گرمی گوجه بخرد و ان را در جای دیگر بفروشد.همین کار را کرد و در کمتر از دو ساعت تمام گوجه ها را با صد درصد سود فروخت. در آن روز او این کاررا چندین بار تکرار کرد و قبل از اینکه شب برسد 100 دلار کار کرده بود.او هر روز صبح ها زودترو زودتر بیدار می شد گوجه فرنگی می خرید و در طول روز همه را می فروخت و شب ها دیر تر از شب های قبل به خانه می رفت تا اینکه پس از مدتی توانست یک گاری پر از گوجه فرنگی بخرد و دو جین جعبه گوجه فرنگی را در طول رو زبه فروش برساند.در اولین سال این تلاش او یک کامیون و سال بعد چند کامیون خرید و چند نفر را هم استخدام کرد تا در فروش گوجه فرنگی ها به او کمک کنند.او حالا دیگر آنقدر اوضاع مالی اش خوب شده بود که تصمیم گرفت به خاطر آینده زن و فرزندانش خود را بیمه عمر کند.وقتی با یک مشاور بیمه تماس گرفت او از وی یک آدرس پست الکترونیکی خواست تا بتواند فرم را برایش ارسال کند و مرد پاسخ داد که:"پست الکترونیکی ندارد."مشاور بیمه متعجب گفت:"چی،شما چگونه پست الکترونیکی ندارید؟چگونه می توان بدون اینترنت،پست الکترونیکی یا تجارت الکترونیکی زندگی کرد؟فقط لحظه ای تصور کن ...ببین اگر از همان ابتدا به اینترنت وصل بودی و پست الکترونیکی داشتی الآن کجا بودی؟مرد پس از لحظه ای سکوت گفت:"یک نظافتچی در شرکت مایکروسافت!"