تبليغاتX
ماهنامه ي دانشجويي
مديريت خوب هنري است كه كارهاي سخت را ساده كند نه آنكه كار هاي ساده را مشكل...
 دانشجويان از ديدگاه سينما

 

دانشجويان جديدالورود : هالوي خوش شانس

دانشجويان خوابگاه : جنگجويان كوهستان

دانشجويان پر سر و صدا : گروه ليانشانپو

دانشجويان پزشكي : فقط به خاطر يك مشت دلار

خانواده ي دانشجويان : بي نوايان

انتخاب درس افتاده : زخم كهنه

واما کاهش ۱۵ درصدی شهریه ی دانشگاه پیام نور    http://www.baztab.com/news/48055.php

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت 9:17 بعد از ظهر  توسط بتول قره پور  | 

 

صدای طنین قدمهای رمضان در کوچه پس کوچه های زمان می پیچد و

 من به این می اندیشم که روش دستان دعا درآسمان نیایش عالمی دارد

... کم کم کوچه های زمان پیچ خواهند خورد ومرا خواهند برد تاآغوش

رمضان . باید فرزند رمضان بود.باید وضویی ساخت و قراني،صداقتي

و قطره اشكي و اميدي....

عطر دل انگيز ربناها در آستانه‌‌‌‌‌‌ي افطـــار وجودم را مست مي كند . از

 از كداميـــــن حس بگويم كه شما نداريد؟؟؟ از چه بگويـــم كه شما نديده

ايد؟؟؟ كاش در لحظه اي كه دعا مي كاريم ، در لحظه هاي بي كسيمان،

در خلوتهاي خداييمان و در نهايت اندوه . همان باور كنيم خدايــي هست

كه دستان ما را خواهد گرفت ، خدايي كه رمضان مـال اوست و هديـــه

مي دهد آن را كوچه به كوچه و فرد به فرد به تمام ما و ما....

چقدر بايد در توانمان باشد كه ياراي فكركردنــش را وبه اتمــام رساندن

ماموريتمان را داشته باشيم .الله اعلم .

                                                                                           التماس دعا ... مديريت وبلاگ

 

   

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 9:27 بعد از ظهر  توسط بتول قره پور  | 

ارکان ششگانه خودباوری

۱- آگاهانه زیستن ( واقع نگری محض )

۲- خویشتن پذیری ( پرهیز از دشمنی با خود )

۳- خود مسئولی ( تنها ما مسئول همه امور مربوط به خود هستیم و نه هیچکس دیگر )

۴- خود تائیدی ( همانگونه باشیم که هستیم و بر عقاید، احساسات و ارزشهای خود پایبند باشیم )

۵- هدفمند زیستن ( مسئولیت تعیین اهداف زندگی به عهده ماست )

۶- با صداقت زیستن ( هماهنگی بین آنچه ادعا می کنیم و آنچهعمل مینمائیم )

ناتانیل براندن

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم شهریور 1385ساعت 0:37 قبل از ظهر  توسط حسن شاه بازي  | 

آرزو وخواسته فرقشان چیست؟

۱- آرزوی شما قرار نیست محقق شود، زیرا که باور دارید ناشدنی است.لذا برای آن برنامه ریزی نمیکنید!

۲- اگر چیزی را واقعا می خواهید، خود را آماده پرداخت هزینه هایش می کنید.

۳- برای تحقق خواسته، از تمامی نیروهایتان بهره میگیرید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 6:17 قبل از ظهر  توسط حسن شاه بازي  | 

مدیریت جامع کیفیت

 

* فلسفه مدیریتی

ارتقای کیفیت از انتخاب فلسفه مدیریتی شروع می شود. در سفر بی پایان ارتقای کیفیت نقطه شروع برای تلاشهای ارتقای کیفیت در یک سازمان  انتخاب آگاهانه یک فلسفه مدیریتی است.  ابتدا باید مدیران ارشد سازمان از میان فلسفه های مدیریتی رايج  فلسفه ای را برای جهت دادن به
تلاشهای سازمان خود انتخاب نمایند .
 فقط انتخاب آگاهانه  درست و توام با باور میتواند انرژی لازم را برای جهت گیری جدید سازمان آزاد نمايد.بايد توجه کرد که انتخاب درست اگر چه بسیار حائز اهمیت است ،ولی اگر قرار است فلسفه مدیریتی انتخاب شده موجب تحول اساسی در سازمان گردد اجرای صحیح آن کمتر از اجرای آن نمی باشد. بدین معنی که مدیران ارشد ممکن است بر اساس تجربیات دیگران به اثر بخشی یک فلسفه مدیریتی ایمان بیاورند،ولی کسی نمی تواند برای اجرای آن فلسفه در سازمانهای مختلف نسخه واحد بپیچد  باید در هر سازمان با توجه به شرایط موجود،مناسبترین روش اجرایی را پیدا کرد ممکن است برای اجرای یک فلسفه واحد در سازمان های مختلف روشهای متفاوتی انتخاب گردد!

*کدام فلسفه مدیریتی ارجح است؟

برای انتخاب فلسفه مدیریتی مناسب باید معیارهایی ارائه داد تا در پرتوی آنها بتوان انتخاب آگاهانه تری داشت.در زیر تعدادی از این معیارها ارائه می شود  بديهي است که معیارهای ارائه شده در زیر فهرست کاملی نبوده و می توان معیارهای دیگری را نیز اضافه نمود.
√ معیار اول برای انتخاب یک فلسفه مدیریتی ارجح این است که فلسفه انتخابی بتواند مشتری محوری ،کیفیت و ارتقای مستمر را در فلسفه وجودی یک سازمان و فلسفه شكل گیری آن ادغام کند  به عبارت دیگر فلسفه انتخاب شده  بايد بتواند از نقطه چرا هستم  جهت گیری سازمان را مشخص کند.
√ دومین معیار انتخاب عبارتست از این که فلسفه مدیریتی انتخاب شده و عناصر اصلی تشكيل دهنده آن ساده  شفاف و برای همه قابل درک باشد  بدين معنی که درک آن متاثر از موقعیت سازماني  دانش مدیریتی و فنی یا حتی سواد افراد نباشد;هر کس هر کجا قرار گرفته است آن را بخوبی درک کند و بتواند بر اساس درک درست آن نقش خود را در جهت گیری سازمان ایفا نماید.
√  معیار سوم برای انتخاب یک فلسفه مدیریتی مناسب عبارتست از این که فلسفه انتخاب شده بتواند همه اجزا و عناصر یک سازمان را به عنوان یک سيستم  با هم هماهنگ و هم جهت نماید و به تعامل آنها جهت گیری دهد.
بدیهی است تنها نگاه سيستميك و فرایندی می تواند همه اعضا  عناصر و منابع سازمان را حول ارزشهایی چون مشتری محوری و ارتقای مستمر هماهنگ و هم جهت نمايد  هر فلسفه ای که کلیت یک سازمان را خدشه دار کند و افراد و واحدهای سازمانی را به جزء نگری مبتلا کند  سازمان را از حیاط ساقط خواهد کرد.
√    معیار چهارم عبارتست از این که  فلسفه مدیریتی انتخاب شده باید بتواند فضاهای خالی بین نمودار سازمانی را که به حریم های مقدس و نفوذناپذیر تبدیل شده اند ،پر کند  به عبارت دیگر خروج از این فضاها و حریم ها  که بنا به ضرورت سازماندهی درونی یک سازمان به وجود آمده اند  را نه تنها لازم بلكه واجب بداند و افراد و واحدها را به طور طنیعی کنار هم قرار دهد.   
معیار پنجم این که هر فلسفه مدیریتی که بتواند جو سازمانی را به یک جو «یادگیری» تبدیل کند ارجح است. در اینجا نیز باید یک بستر طبیعی برای یادگیری وجود داشته باشد  بايد فلسفه مدیریتی یک میل طبیعی ،انگیزه درونی و شوق سازمانی برای یادگیری ایجاد نماید .
√  معیار ششم برای انتخاب فلسفه مدیریتی مناسب این است که  بتواند بدون «اعمال زور» قدرت تصمیم گيري  اقدام و تاثیر گذاری را از رأس سازمان به قاعده آن منتقل نماید به عبارت دیگر باز هم به طور طبیعی ، «رهبری» را در سازمان توزیع نماید. در این صورت هر کس خود را در هدایت و جهت گیری سازمان و بقا و سود و زیان آن سهیم می داند.
√  معیار هفتم فلسفه ای ارجح است که برای ارتقای عملكرد سازمان یک دیدگاه «استراتژيك»داشته باشد  وجود رسوبات ضخیم سنتها،باورها،طرز فکر ها و ارزشها در سازمانها از یک طرف و پیچیدگیها و سیال بودن محیط بیرون سازمان ها از طرف ديگر  ما را محتاج یک فلسفه مدیریتی می کند که برای قرار دادن سازمان در یک موقعیت برتر  يک دیدگاه استراتژِیک و بلند مدت را ترغیب و تشویق می کند
 √ معیار هشتم بالاخره فلسفه ای ارجح خواهد بود که اتکا به اعداد و ارقام و سنجش را ترغیب می کند  با این ديدگاه  علاوه بر این که حرکت سازمان باید جهت دار باشد  بايد سازمان برای نشان دادن هر نوع تغییر ،اثبات هر نوع ارتقای عملكرد و برداشتن هر گام در راستای پاسخگویی به نیازها و انتظارات مشتری ها سنجش انجام دهد  به عبارت دیگر سنجش باید«تاروپود»تلاشهای ارتقا را تشكيل دهد.

ادامه دارد ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 6:11 قبل از ظهر  توسط حسن شاه بازي  | 

(علم در دنياي طنز)

 * در زماني كه شرايط -براي باكتري ها مساعد باشد آن ها به دوره ي نوجواني

 

وارد مي شوند.

۱-تنفس از دو عمل تشكيل شده است:دم و اميد به بازدم .

۲-لرزش بدن زماني رخ مي دهد كه ذهن نمي تواند تصميم بگيرد به كدام طرف برود.

۳-يكسري از حيواناتي كه در گذشته هاي دور از بين رفته اند فسيل شدند در حالي كه باقي تصميم گرفتند كه به نفت تبديل شوند.

۴-از علايم جبري مثل(x,b,aو...)زماني استفاده مي شود كه فرد نمي داند دارد از چه چيزي حرف ميزند ؟

۵-خلاََ چيزي نيست،فقط اسم آن را مي بريم تا بداند كه مي دانيم وجود دارد .

۶-به نظر بيشتر مردم حل كردن يعني پيدا كردن پاسخ مسائل ،اما از نظر شيميدان ما يعني محلول كردن چند مواد با هم .

۷-مي گويند علت پريدن عطر از درون بطري تبخير سريع آن است اما در اصل فراموش كاري مردم است زيرا انها يادشان مي رود در وسايل مواد فرار را بگذارند .

۸-اگر كسي به دور خود بچرخد مي گوييم ديوانه است اما وقتي سيا ره ها اين كار ار مي كنند مي گوييم درون يك مدار حركت مي كنند .

۹-برخي از مولكولهاي اكسيژن ايجاد آتش مي كنند اما برخي ديگر آب،پس مي توان گفت درون اكسيژن برادر كشي است .

۱۰-زماني كه برق از تار هاي گيتار برقي عبور مي كند صداي گيتار در مي آيد ؛بنا براين مي توان گفت اگر از بدن انسانها هم رد شود بايد بتوان صداي آن را شنيد .

۱۱-زماني كه خواننده اي ترانه مي خواند باعث مي شود مولكولهاي هوا جابجا شده و به سوي پرده ي گوشمان بيايد و يك خواننده ي خوب مي داند آن را چگونه بفرستد تا صدمه اي به گوشمان نرسد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 4:48 قبل از ظهر  توسط حلیمه خلیلی  | 

سلاااااااااااااااااااااممممممممممممممممع - اینم ترمزش-

این دفعه اومدم زودتر از حسن شاهبازی عید نیمه ی شعبان رو به همتون تبریک بگم

آخه می دونین اون تا حالا به ما فرصت نداده ما به شما عید رو تبریک بگیم  دوتا تبریک هم تو یه بلاگ

یه کم خییییییییییلی خنده داره .  در هر حال عزیزان عیدتون مبارک  صد نیمه ی شعبان به این

نیمه ی شعبان  

بچه های نشریه ی عیدتون مبارک ... خلاصه جا داره به برو بچه های ساوالان که خییییییلی اذیتم کردن

هم این عید بزرگ رو تبریک بگم و بنده یعنی انتظار سافت امروز یعنی ۱۴ شهریور رو به عنوان روز جهانی

" دشمنی رو فراموش کن" اعلام می کنم لطفا به نظرم احترام بذارین   - داخل پارانتز من دیروز

نیومدم چون دیروز ۱۳ بود و خییییلی نحس  پارانتز بسته -در ضمن اگه براتون ممکنه که

می دونم ممکن نیست این مطلب پایینی رو هم بخونین اخه خیییییلی خوشحال می شم

عید بر عاشقان مبارک باد    عاشقان عیدتان مبارک باد

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 0:6 قبل از ظهر  توسط entezar_soft2004  | 

 

یا مهدی .... بازهم گرفته بوی ترا خلوت خزانی من

این بار دل از کعبه و بتکده می کنم و رو به تو نیازهای کویرم را عربده می کنم . دوست دارم به لهجه ی

رهگذران کوچه های غربت با تو سخن بگویم ..... بازهم یکی بود و یکی نبود ... بازهم سیب ، بازهم

بادبادك .... باز پر پر شدن پرندگان و مرگ عشق ....

اين درد به غارت چه آمده است ؟؟؟ دل را مي كشد و احساس را ... بهار را ... و گلدانها را ................

صحبت از پژمردن يك برگ نيست . مي گويم جنگل را به آتش كشيده اند! نمي گويم گلي پر پر شده

است مي گويم گلستان پژمرده است .

دلم عزادار مرگ عشق است ... ديگر ازمحبت حرفي نمانده است . حرمت عاشقي را مي شكنند آنان

كه هر گزعاشق نبوده اند ... روشنايي عشق كجا و دل تاريك آنان كجا ؟؟!

دلم مي گيرد ازاسكندرهايي كه پاپيون مي بندند و زانواني كه با خاك اشنا نيستند .. دلم مي گيرد از

آنان كه مويشان  را از فرق سر مي شكافند و از آنان كه براي تاراندن شرم مسلمان بودن نشان صليب به

گردن مي اويزند .

مولا دست به دامان كه مي توانم باشم جز تو ؟؟؟!!!  پشت اين پنجره ها كسي هست كه مي خواهد 

گلها را به دست باد بدهد .. باد شعرها را مي برد و نامردمي عشق را ... از كدام شعر بگويم ؟؟؟ از كدام

مردمي ... از كدامين پنجره هاي باز رو به خدا ....

از كدام احساس .....آه ..  كاش زخمها جاني بگيرد كاش .......... كاش طوفاني بگيرد كاش ...  

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 11:33 بعد از ظهر  توسط entezar_soft2004  | 

 

چند درصد دانشجویان معتادند ؟

نتايج حاصل از يك پژوهش نشان مي دهد،۱۷ درصد دانشجويان كارداني از سيگار،۱۱ درصد از مواد مخدر،۱۳ درصد دانشجويان كارشناسي از سيگار،۱۸ درصد آنان از مواد مخدرو ۱۱ درصد دانشجويان كارشناسي ارشد از سيگار و ۷ درصد آنان از مواد مخدر استفاده مي كنند.

بر اساس نتايج حاصل از اين پژوهش ۵۲ درصد پاسخگويان معتاد از ترياك و ۱۰ درصد از هروئين استفاده مي كنند.

 مشكلات خوابگاهي،عامل گرايش دانشجويان به مواد مخدر.

مشكلات خوابگاهي،عامل گرايش دانشجويان به اعتياد است.دكتر مصطفي اقليما رئيس انجمن ملي مدد كاري با اعلام اين مطلب گفت: امروز ۶ دانشجو با ۶ فرهنگ متفاوت در يك اتاق ۶ متري زندگي مي كنند كه اين از استانداردهاي زندگي به دور است .وي گفته است : حراست و مسئوليت خوابگاههاي دانشجويي غير تخصصي است و دانشجو براي آسوده شدن از مشكلات خود به سوي مواد مخدر روي مي آورد .

دانشجويان خوابگاهي بيش از دو برابر دانشجويان بومي سيگار مي كشند .

نتايج يك پژوهش نشان ميدهد دانشجويان خوابگاهي بيش از دو برابر دانشجويان بومي كه در منزل والدينشان زندگي مي كنند سيگار مي كشند .

بر اساس اين پژوهش كه در دانشكده ي پيرا پزشكي مشهد صورت گرقته ، مشخص شد كه ۳/۷۱ درصد دانشجويان تا به حال از سيگار استفاده نكرده اند و ۷/۲۸ درصد آنان از سيگار استفاده نموده كه از اين تعداد ۵/۱۱ درصدشان معتاد به سيگار بوده اند .

بيشترين درصد دانشجويان در سنين ۱۵ تا ۲۰ سال شروع به سيگار كشيدن نموده اند .اين پژوهش نشان مي دهد بيشترين علت ادامه ي مصرف سيگار در ميان دانشجويان مورد نظر (۴۶ درصد) لذت بردن و كمترين آن (۸/۳ درصد) مربوط به اعتماد به نفس است .همچنين ۴۱ درصد دانشجويان نقش دوست در سيگاري شدن خود را بسيار بالا دانسته اند . 

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 10:22 بعد از ظهر  توسط بتول قره پور  | 

 

سهراب اگر زنده بود...

 

هر کجا هستم باشم ، به درک .

من که باید بروم...

پنجره ، فكر،هوا ، عشق ، همه مال خودت .

من نمي دانم ،

نان خشكي چه كم از مجري سيما دارد...

تيپ را بايد زد...

جور ديگر اما...

كار را بايد جست .

بهترين چيز اتاقي است كه از دسته چك و پول پر است .

پول را زير پل و مركز شهر بايد جست .

سيد خندان يه نفر...

سويچم كو؟؟؟!!!...

چه كسي بود كه داد زد ، دربست ...

=====================

حالمان بد نيست ، غم كم مي خوريم

كم نه ! هر روز كم كم مي خوريم

=====================

اينم يه طنز كوچولو

قانون ۱۸ نيوتن : اگه بتوني با سرعت نور به تموم

 افتخاراتت گند بزني اونوقت بهت مي گن :

زين الدين زيدان

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 10:55 قبل از ظهر  توسط بتول قره پور  | 

 

 دکتر فضل الله اکبری

دکتر فضل الله اکبری

اندیشمند برجسته، مروج حسابداری علمی،
نخستین استاد حسابداری در ایران،
موسس دانشکده مدیریت و علوم اداری دانشگاه تهران،
صاحب تالیفات ارزشمند در رشته حسابداری و حسابرسی و
صاحب بسیاری از عظمتهای فردی و اجتماعی

دکتر فضل الله اکبری در دوم اردیبهشت سال 1300 هجری شمسی برابر با سوم ماه رمضان

المبارک سال 1339 هجری شمسی در شهر گلپایگان چشم به جهان گشود. تحصیلا ت ابتدایی

را در شهر گلپایگان و دوره دبیرستان را در دبیرستانهای ادب، صارمیه و سعدی اصفهان طی

 کرد. همزمان با طی دوره دبیرستان و حتی قبل از آن به تحصیل علوم قدیمه نزد پدربزرگ

مادریش مرحوم حاج فخرالعلما پرداخت و پس از آن در اصفهان از محضر استادانی چون

 شادروان فضل الله همایی و برادر دانشمند ایشان استاد جلا ل همایی و آقای مبارکه ای کسب

فیض کرد. وی حساب و ریاضی و حساب سیاق نقدی و جنسی را نزد پدربزرگ و پدر فرا

 گرفت. دکتر فضل الله اکبری بعد از دریافت دیپلم متوسطه، در دانشکده حقوق دانشگاه تهران

به تحصیل پرداخت و از این دانشکده لیسانس گرفت. سپس در شرکت ملی نفت استخدام شد و

 همزمان با مرحوم حییم در تهیه فرهنگ لغات انگلیسی به فارسی همکاری داشت. وی در اوایل

دهه 1330 در موسسه علوم اداری و بازرگانی دانشکده حقوق دانشگاه تهران به تحصیل 

پرداخت  و فوق لیسانس علوم اداری و بازرگانی دریافت داشت. به دنبال آن با استفاده از

بورس تحصیلی به امریکا رفت و در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی و دانشگاه استانفورد به

 تحصیل پرداخت و در رشته مدیریت بازرگانی با گرایش حسابداری دکترا دریافت کرد.

بعد از اخذ مدرک دکترا به ایران مراجعت کرد و در موسسه علوم اداری به تدریس پرداخت

 و در سال 1337 به عنوان اولین مدرس حسابداری با درجه دانشیاری به عضویت هیئت

 علمی دانشکده حقوق دانشگاه تهران پذیرفته شد.

دکتر اکبری در مورد این دوره از زندگی خود در مصاحبه ای با مجله حسابدار (دکتر

 فضل الله اکبری، 1378، سرگذشت یک استاد و سرگذشت یک علم)، و بعد در مقاله ای

 در سال 1378 درباره چگونگی شروع تدریس حسابداری در دانشگاه تهران برای

چاپ در مجله حسابرس (دکتر فضل الله اکبری، 1378، چگونگی تدریس حسابداری...)

 چنین می نویسد:

"همیشه فکر می کنم آدمی تا اندازه ای به جایی راه می برد که مقدر است . سرانجام هم وضعیتی

 پیش آمد که بتوانم از بورسی در این رشته بهره مند شوم. بدین ترتیب عملا به قلمروحسابداری

وارد شدم... پس از مراجعت از خارج، دانشگاه تهران اعلا م کرد که برای تدریس رشته های

حسابداری و حسابرسی دانشیار می پذیرد و من برای این کار داوطلب شدم."

" من تنها داوطلب بودم. ... باید اذعان کنم در آن زمان دو- سه نفری بودند که بیش از من

 حسابداری می دانستند و تجربه بیشتری هم داشتند، ولی چون داشتن درجه دکتری یکی

از شرایط استخدام بود با وجود علا قه ای که داشتند، واجد شرایط و داوطلب نشدند.

سالها حسابداری به عنوان رشته ای قابل قبول برای تدریس در دانشگاه شناخته نمی شد. تا سال 

1333 در هیچ دانشگاه و موسسه آموزش عالی حسابداری رسماً تدریس نمی شد. ... متاسفانه در

 ایران آن زمان، اغلب افراد به جهت عدم اطلا ع کافی از محتوای دروس مزبور، علوم مالی و

حسابداری را در سطح سایر رشته های دانشگاه به حساب نمی آوردند... . محتوای رشته

 حسابداری، اهمیت و لزوم آن در انتظام امور سازمانها و تاثیر آن در پیشرفت کشور،

سالها همچنان ناشناخته باقی ماند. در سال 1334 که داوطلب تدریس حسابداری در دانشگاه

 شدم، یکی از اولیای دانشگاه گفت شک دارد جایگاه تدریس حسابداری در دانشگاه باشد،

 و اضافه کرد در گذشته هم حسابداری در سال ششم رشته تجارت دبیرستانها تدریس می شده

  است و اگر حسابداری را رشته ای دانشگاهی بشناسیم بزودی داوطلبانی هم برای تدریس

خانه داری، گله داری و باغداری پیدا می شوند؛ دانشگاه را تدریس حساب کافی است.

دو - سه سالی طول کشید تا با مراجعات مکرر و مستمر، ارائه شرح دروس حسابداری و

رشته های مختلف آن، اهمیت و فرق آن را با حساب و ریاضی توجیه کنم و توضیح دهم.

بالا خره قرار شد در دانشکده حقوق و علوم سیاسی و اقتصادی دانشگاه تهران برای انتخاب

 و استخدام یک نفر دانشیاراقدام کنند."

" در طول سال 1342 توضیحاتم رئیس وقت دانشگاه تهران را متقاعد و مصمم کرد که

 دانشگاه تهران، مانند بسیاری از مهمترین دانشگاههای جهان، و به لحاظ نیاز کشور،

می باید دانشکده ای برای آموزش و تحقیقات مدیریت داشته باشد. در ابتدای شهریور

 1343 شادروان دکتر صالح رئیس دانشگاه، در جلسه ای پرشور و با مخالفتهای بسیار،

بالا خره تاسیس دانشکده علوم اداری و مدیریت بازرگانی را به تصویب شورایعالی

 فرهنگ رسانید.... مخالفتها با تاسیس این دانشکده، اولین در نوع خود در کشور،

 بیشتر از ناشناخته بودن مدیریت به عنوان رشته ای از دانش ناشی می شد."

(دکتر اکبری، 1378، نوبت من نیست، ص 15)دکتر فضل الله اکبری پس از تاسیس

 دانشکده علوم اداری و مدیریت بازرگانی دانشگاه تهران، به مدت 8 سال رئیس این

 دانشکده بود. پس از سال 1350، به سمت معاون آموزشی و پژوهشی وزارت علوم و

 آموزش عالی برگزیده شد و همزمان به تدریس رشته حسابداری در دانشگاهها و موسسات

 مختلف آموزش عالی به ویژه بانک ملی ایران، اشتغال داشت. در این دوره با شرکت

اطلا عات اعتباری که به وسیله بانک مرکزی تاسیس شده بود، نیز همکاری داشت.

در فاصله سالهای 1350-53 که در وزارت علوم به کار اشتغال داشت، خدمات گسترده ای

 درزمینه ارزشیابی مدارک تحصیلی و ارزیابی علمی دانشگاهها و مراکز علمی کشور

 به انجام رسانید.

وی در اواخر سال 1353 به دانشگاه تهران بازگشت و به عنوان استاد دانشکده علوم

 اداری و بازرگانی دانشگاه تهران در سمت معاون و قائم مقام رئیس دانشگاه تهران به کار

 ادامه داد.پس از انقلاب در اوایل سال 1358 در سمت استادی دانشگاه بازنشسته شد اما

تا پایان سال تحصیلی 58-1357 همچنان به تدریس ادامه داد.

از اوایل دهه 1360 سازمان حسابرسی این افتخار را یافت تا از همکاری ایشان

 با مرکز تحقیقات تخصصی حسابداری و حسابرسی این سازمان برخوردار شود.

کتاب و مقالا ت مختلفی که در این دوران توسط ایشان تالیف و تدوین و توسط سازمان

حسابرسی منتشر شده است حاصل این دوران پربار است.

دکتر فضل الله اکبری در اواخر دهه 1360 به امریکا مسافرت کرد و به مدت دو سال

 با سمت استادی در دوره های فوق لیسانس دانشکده مدیریت بازرگانی دانشگاه استانفورد

که یکی از معتبرترین دانشکده های این رشته در سراسر دنیا به شمار می آید،

به تدریس پرداخت.

پس از آن به انگلستان رفت و یک سال نیز در دانشکده مدیریت دولتی تدریس

 داشت. ایشان از اواسط دهه 1370 به ایران مراجعت کرد و همچنان همکاری خود را

در زمینه تحقیق و تالیف با مرکز تحقیقات تخصصی حسابداری و حسابرسی سازمان

 حسابرسی ادامه داد و در این مدت است که مقالا ت متعددی هم برای مجله حسابرس

 تهیه کرد.کتاب بررسی تحلیلی دکتر فضل الله اکبری در سال 1381 به عنوان کتاب

درخور تقدیر برگزیده و به وسیله وزیر فرهنگ و ارشاد اسلا می در مراسم هفته

 کتاب مورد تقدیر قرار گرفت.آقای دکتر اکبری دانشمندی بی­طرف و واقع­گرا بود.

در عین­حال که حرمت همگان را نگه می­داشتند با اطرافیان رفتاری محکم، منطقی

 و مهربان داشتند.استوار و قاطع اما اهل اعتدال بودند. بی­ادعا بودندو فروتن.از نقد و

 نفی دیگران پرهیز می­کردند و مراعات حقوق دیگران را از هر حیث می کردند.

نقش فردی دکتر فضل الله اکبری در توسعه دانش حسابداری در ایران به نحو قاطع

تعیین کننده بوده است. این نقش به گفته خود ایشان محصول «علاقه به کار» و به

 قضاوت آنانی که او را از نزدیک می­شناختند محصول احساس «مسئولیت» نسبت

 به توسعه و پیشرفت جامعه و «ایمان» به چاره جوئیها و راهگشاییهای «علم» نیز بوده است.

زنده یاد دکتر فضل الله اکبری در 13فروردین1384 جان به جان آفرین تسلیم کرد و در قطعه

 229 بهشت زهرا به خاک سپرده شد.از ایشان 4 فرزند ، 2پسر و 2 دختر ، باقی مانده است.

کتابها

  • حسابداری صنعتی، دانشگاه تهران، با تجدید چاپ به دفعات و توسط ناشران
  • دیگر،1338 
  • اصول حسابداری، دانشگاه تهران، با تجدید چاپ به دفعات، 1340
  • تجزیه و تحلیل صورتهای مالی، سازمان حسابرسی، با پنج بار تجدید چاپ
  • و تجدیدنظر، 1366
  • حسابداری بازرگانی، دانشکده علوم اداری و مدیریت بازرگانی، 1354
  • تهیه بودجه بازرگانی و صنعتی، انتشارات فروردین، 1365
  • حسابداری استهلا ک، سازمان حسابرسی، اولین چاپ 1371، چاپ هفتم،
  • 1380
  • فرهنگ اصطلا حات حسابداری (انگلیسی- فارسی)، سازمان حسابرسی،
  • جلد اول، 1376
  • بررسی تحلیلی یا استفاده از تجزیه و تحلیل صورتهای مالی در حسابرسی،
  •  سازمان حسابرسی، 1379

مقالات

  • سرگذشت یک استاد و سرگذشت یک علم (مصاحبه با مجله حسابدار- مرداد
  • 1372 )
  • تجزیه و تحلیل صورتهای مالی (حسابرس 3، مجموعه مقالا ت- تابستان 1374)
  • واژه سرنوشت ساز (فصلنامه حسابرس شماره 1، زمستان 1377)
  • نوبت من نیست (فصلنامه حسابرس شماره 3، بهار 1378)
  • به یاد دوست (مجله حسابدار، شماره 132، شهریور1378)
  • چگونه تدریس حسابداری در دانشگاه برای اولین بار شروع شد (فصلنامه
  • حسابرس شماره 4 و5، پاییز و زمستان 1378)
  • آموخته های آموخته را نیاموختیم (فصلنامه حسابرس شماره 9، زمستان 1379)
  • مصطفی علی مدد: اندیشمندی پرمایه، پرکار و پربار (فصلنامه حسابرس شماره 16،
  •  مهر و آبان 1381)
  • نرفته ام (فصلنامه حسابرس شماره 23، بهار 1383)
  • منتخبات حسابرس (فصلنامه حسابرس شماره 23، بهار 1383)

 

      منبعwww.hesabras.org

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 0:44 قبل از ظهر  توسط بتول قره پور  | 

 

عنوان: ریاضیات مدیریت

متن کامل لطیفه :                    

  مدير باهوش + كارمند باهوش = سود

مدير باهوش + كارمند نادان = توليد

مدير نادان + كارمند باهوش = ارتقاء

مدير نادان + كارمند نادان = اضافه‌كاري

=============================

Smart boss + smart employee = profit

Smart boss + dumb employee = production

Dumb boss + smart employee = promotion

Dumb boss + dumb employee = overtime

================================

كليدواژه :     مدير؛ كارمند؛ رئيس؛ بهره‌وري؛ كارايي؛ اثربخشي

موفق باشید.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 5:50 قبل از ظهر  توسط حلیمه خلیلی  | 

 

اگر به انسان ها شخصيت و فرصت ابراز عقيده بدهيد، پاداش و امکان مشارکت بدهيد، رشد

خواهند کرد و انديشه های ناب خود را بيرون خواهند ريخت.(رابرت اسلاتر)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 5:45 قبل از ظهر  توسط حلیمه خلیلی  | 

JavaScript Codes