تبليغاتX
ماهنامه ي دانشجويي
مديريت خوب هنري است كه كارهاي سخت را ساده كند نه آنكه كار هاي ساده را مشكل...

خداحافظ رمضان

نشسته ام و شب را مي پايم . . . شب كاملا پيداست . . . شب خيلي زياد است. با تمام عظمتش در اين شب نمي گنجم . . . دلم رفتن مي‌خواهد . . . سالهاست كه در چنين شبي دلم رفتن مي خواهد به سمت دنيايي ديگر . . . دلم مي خواهد در دنيايي ديگر در زمستان بپيچم و دوباره متولد بشوم . و ديگر از خدا بنويسم .... كسي چه مي داند شايد روزی به دردم خوردند....

الهي شبهاي قدر گذشت و بازهم شب قدري نشدم ... شيطان خونم بالا زده بود و شب قدري نشدم ... خدايا زمان ثانيه به ثانيه ماه تو را خلق مي كرد و من مي كشتم و جرم كشتن ثانيه هاي رمضان نابخشودني بود و نمي دانستم ... چه كسي مي داند شايد تا سالي ديگر نباشم .

خدايا مي هراسم از اين همه راه نيمه راه ... از اين همه چراغهاي قمز گناه كه راه مستقيم رسيدن به تو را مسدود كرده است ... كاش زندگي دور برگردان داشت ... كاش جاده ي زندگي اين همه يك طرفه نبود ...

همه جا را نگاه مي كنم ... امشب هوا خيس است ... زمين خيس است ... آسمان خيس است و چشمان من و اقاقی ها هم خيس است ...

 يارب پيدا كن اين منِ از من گريز را ... امشب ساعت دير مي گذرد ...امشب ساعت وحشتناك دير مي گذرد ... الان ده دقيقه است كه فقط دو دقيقه گذشته است ... مي گويند ماه رویت شد ... همه خوشحالند و من... انگار عزيزی را از دست داده ام... شرمنده از تمام كرده‌ها و نكرده‌هايم سر به زير مي اندازم وچشمانم را مي بندم و مي گويم ... خداحافظ رمضان...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 4:14 قبل از ظهر  توسط بتول قره پور  | 

 

 

فضای خوابگاه ها 3 برابر زیر استاندارد جهانی است.

 

 فضای خوابگاهی دانشجویی ایران 3 برابر زیر استانداردهای جهانی است.ظریفیان معاون وزیر علوم با اعلام این مطلب گفته است سرانه فضای خوابگاهی برای هر دانشجو بین 10 تا 14 متر مربع است . در حالی که این فضا در کشور ما 4 تا 6 متر مربع می باشد.

 

همجواری دانشجویان بدون پیش زمینه فرهنگی مشکل زا است .

               

همجواری دانشجویان بدون پیش زمینه ی فرهنگی باعث بروز نابسامانی می شود . دکتر یعقوبی مدرس دانشگاه با اعلام این مطلب گفت : تعدادی از دانشجویان به بلوغ مطلوب فرهنگی نرسیده اند و همجواری آنها با سایر فرهنگها ممکن است مشکل ساز گردد. وی گفت بهتر است دانشجویان جدیدالورود  را با همشهری های خود هم اتاق کنیم مطمئناً از سالهای بعد تقسیم دانشجویان با توجه به شناختی که از یکدیگر بدست می آورند مشکلی پیش نخواهد آمد. دکتر یعقوبی گفت همجوار نبودن دانشجو ها با قومیتهای مختلف هیچ زیانی به اشاعه ی فرهنگی و تعامل فرهنگهای مختلف نمی زند. چرا که اگر کمبودی هم از این جنبه وجود داشته باشد در جاهای دیگر مانند دانشگاه و کلاس جبران می شود.

 

27 درصد دانشجویان خوابگاهی دچار افسردگی هستند.

                   

نتایج یک تحقیق نشان می دهد میزان افسردگی در میان دانشجویا ساکن خوابگاه به مراتب بیشتر از سایر دانشجویان است . در این تحقیق مشخص گردیده میزان افسردگی در دانشجویان ساکن خوابگاه 7/27 درصد است. در این تحقیق مشخص شده که میزان افسردگی در میان دختران دانشجو ساکن در خوابگاه 2/30 درصد و پسران 7/24 درصد بوده است. بر اساس نتایج حاصل از این تحقیق افسردگی در میان دانشجویان سالهای اول و دوم به مراتب بیشتر از دانشجویان سالهای بالاتر است .

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 11:34 بعد از ظهر  توسط بتول قره پور  | 

مژده                    مژده

سلام عرض می کنم به صورت تعاونی

مسلم صفری وارد می شود.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 1:9 قبل از ظهر  توسط مسلم صفری  | 

لاله از ورودي هاي جديد خوابگاه بود و از اونجايي كه از ظاهرش هم معلوم بود دختر ساده و يه كم ترسو بود ما هم كه .... خدا گرگ بيابون رو هم محتاج ما نكنه كه حتي يه لنگه كفش كهنمون رو هم بهش نمي ديم چه برسه كه براش خيرات كنيم !

ماجراي ترسو بودن لاله رو موقعي فهميدم كه يك شب تو خوابگاه داشتيم در مورد احظار روح چند شب پيش حرف مي زديم :

-       خلاصه ازش پرسيديم روح خبثي يا مومني ؟ گفت مومنه هستم . هر سوالي كه ازش مي پرسيديم با حركت دادن نعلبكي روي حروف نشونمون مي داد و ....

در همين موقع لاله داد زد: جون مادراتون ول كنين به خدا ديگه دارم ديونه مي شم .اين دختر خاله ي شرور ما كه تازه فهميده بود دوست عزيزمون مبتلابه بيماري غير واگير دار ترس هستن همين طور از پشت سر رفت و چراغها رو خاموش كرد و گفت : هووووووووووو

و لاله و جيغ و داد وتب و لرزو ... بيمارستان !!

تازه ساعت 3 بعد از نصف شب بود كه از بيمارستان اومديم و لاله رو به زور امپول خوابونديم و... تازه مي خواستيم كفه ي مرگمونو بذاريم كه صدايي با اين عنوان شنيده شد : تاپ ... اين صدا تقريبا براي بچه هاي خوابگاه اشنا است خصوصا كه ورودي جديد نا اشنا به تخت خواب هاي دو طبقه بيان و رو تخت بالا هم بخوابن .بله صداي سقوط ازاد سركار خانم لاله بود . من كه به هيچ عنوان حاضر نبودم از رخت خوابم بيام بيرون داد زدم : خاك تو سرت عوضي نتونستي يه چند ساعت خودتو رو تخت بند كني ؟؟

لاله كه ظاهرا خيييييييلي خجالت كشيده بود گفت : نه بابا پرت نشدم خودم خوشم اومد بپرم .. بالش رو برداشتم گذاشتم رو سرم و گفتم اره جون عمت .دختر خاله هم كه انگار با ورود تازه وارد خدا به جوونيش رحم كرده بود و شفاش داده بود مثلا خواست خوبي كنه و به دوستونه اب بده . چرخيدن در روي پاشنه همان و فرياد يا امام حسين لاله هم همان .....

مثل اين كه وضعيت قرمز در زمان جنگ اعلام شده باشه همه از تختا مون پريديم پايينو چراغها رو روشن كرديم و با رنگ پريده و چشم چپ و دهن كج لاله خانم مواجه شديم . بعد از كلي اجراي مراسم با شكوه تقصير تو بود ياپيشي يا دادمدا باجا.. دختر خاله به هال تبعيد شد و لاله رو تخت اون خوابيد تازه نيم ساعت از استراحت ناقصمون نگذشته بود كه بازم لاله ي جيجر داد زد : زلزله .. زلزله .. اين يكي دقيقا عينهو ماجراي چوپان درغگو بود . تازه مي خواستيم دعواش كنيم كه لال شه تا ما بخوابيم كه..

ديديم بچه هاي طبقه ي 3 داره مي ريزن پايين و داد مي زنن :گاز منفجر شده....... يه كم گوش دادم و بعد .. لا اله الا الله .. آخر الزمان شده گويا ... زلزله از ازنوع هوايش .. ديگه سقف داشت پايين مي اومد عين سياهي لشكرهاي فيلم هاي سينمايي دراين گير و دار دنبال يه چادر گشتيم بلكم بتونيم حجاب كاملمونو رعايت كنيم ودر ريم تو خيابون .تو اين گيرو دار ديدم دختر خاله يه چادر اشناسرش كرده و داره از پله ها بالا ميره عینكمو ميزان كردم و .. ديدم چادر مال منه! ديگه كاري از دستم بر نمي اومد جز اين كه پر پر شدن چادرموزير اوار زلزله ي خوابگاه ببينم . خلاصه همه ريختيم دم در و داشتيم اماده مي شديم داد بزنيم و از يكي كمك بخوايم كه ديدم دختر خاله داره از اون بالا هر و هر به ريشون مي خنده و داد مي زنه : آي خاك بر سر احمق همتون كنن .. لوله ي ابگرمكن تركيده .. بعد از اون همه ي بچه ها سعي مي كردن يه جوري ماجراي فرارشونو به يكي ديگه ربط بدن و بگن مثلا براي برگردوندن اون يكي اومده بودن.. ولي اين وسط ما مونده بوديم و لاله ي نترسمون كه هي دستاشو نشون مي داد و مي گفت : واي ببين دستام چقدر مي لرزه .. رنگ صورتمو ببين عين گچ شدم .. دستام يخ كرده .. واي سرم ......

خلاصه اون روز با بچه هاي خوابگاه يه ترس حسابي مهمون شديم و فردا توكلاس مالي همه ي دخترا داشتن چرت مي زدن ..

بعد ها لاله اعتراف كرد كه اون روز از تخت افتاده بود پايين و مابين زمين و هوا به هوش اومده بود و فهميده بود داره سقوط مي كنه ..

 

-       توجه : شخصيت داستان اسم واقعيش اون نيست يعني لاله نداريم اما يه مونتاژشو دارم .

-       لعنت به كسي كه اين داستان رو بخونه و نخنده . 

    

    

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385ساعت 3:13 قبل از ظهر  توسط entezar_soft2004  | 

حتما براتون پيش اومده كه وقتي وارد مسنجر مي شيد ، دوست نداريد يه نفر يا شخص خاصي شما رو فعال ببينه و دوست نداريد با اون چت كنيد ولي اون هي گير ميده و از اين چيزا ...

با اين ترفندي كه من مي گم ميتونيد براي كسي كه بهتون گير ميده يا براي فرد خاصي invisible باشيد تا اون فرد ديگه شما رو در حالت فعال نبينه و بهتون گير نده .

خوب براي اين كار صفحه ي PM شخص مورد نظر رو باز كنيد و از منوهاي بالاي پنجره ي PM به يكي از آدرس هاي زير بريد :

 Contact  > Contact Options  > Stealth Settings

یا

 Actions  > Contact Options  > Stealth Settings

بعد گزينه ي Permanently Offline رو انتخاب كنيد .

از اين به بعد شخص مورد نظر هميشه آي دي شما را در حالت invisible مي بيند .

براي برگرداندن به حالت عادي به همان آدرس مي رويد و گزينه ي Online رو انتخاب مي كنيد .


بازم دارم براتون... منتظر باشين
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 10:12 بعد از ظهر  توسط entezar_soft2004  | 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 0:55 قبل از ظهر  توسط entezar_soft2004  | 

JavaScript Codes