الو... فکر فردا؟؟؟ فکر امروز؟؟؟
ببخشید گوشی دست کیه؟ کی داره حرف می زنه؟ شنونده کیا هستن؟ فقط می خواستم چند تا از حرفهای دلمو که خیلی وقته رو هم تلنبار شدن و دارن رو دلم سنگینی میکنن رو به همه بگم.
می خوام بگم آخه آقا، خانم،.... چی شده که همتون عین خوره افتادین به جون هم و هی دارین برا همدیگه طنز می نویسین. آخه مگه همهی شما همزبون نیستین؟؟؟ مگه مشگینی و مغانی داریم؟!...(همه از یک پدریم، همه از نوع بشر). اون از ماجرای توهین به ترکها که باعث شد این همه آدم بی گناه کشته بشن و... . اون موقع همه هوای همدیگه رو داشتین و حالا......
همین مشگینی که داریم توش درس می خونین مگه تو این ماجرای توهین به ترکها کشته نداد؟ مگه یه جوون بی گناه (جلیل عابدی رو میگم) که هیچ تقصیری هم نداشت به خاطر ندونم کاری یه عوضی از دنیا بی خبر شهید نشد؟ یا اصلاً تو اهر ما مگه یکی از دوستای خودمون (لیلا) تیر به چشش اصابت نکرد و شهید نشد؟... مگه تقصیر اینا چی بود که باید تاوون ندونم کاری اون از دنیا بی خبر رو پس می دادن؟؟؟ از این کشت و کشتار چی نصیبه همه شد جز .......
حالا که چی؟؟؟ اومدین برا همدیگه طنز می نویسین که چی بشه؟مگه دردی دوا می شه؟ چرا به خاطر مشکلات شخصی پای این همه آدم بی گناه رو وسط می کشین؟ چه فکر فردا باشه، چه فکر امروز ....
مغان گوزلی واقعا که عجب گلی به سر مغانیها زدی!!! به نظر خودت کار بزرگی کردی؟؟؟ مثلا به قول خودت می خواستی تقابل به مثل کنی؟؟؟!!! فقط فکر امروز رو نمی گم. همین فکر فردای خودمون که بچه ها اومده بودن و برایه مغانیها طنز نوشته بودن اما نه به تندی (که اونم از روی قصد نبود و بعداً هم که عذر خواهی کردن) و باعث شده بودن که چند روز اوضاع دانشگاه به هم بریزه . مگه با این مسخره کردن همدیگه چی دستتون می یاد؟؟؟ آقا من اعتراض دارم..... این چه کاریه؟؟؟... فقط می خوام از همتون خواهش کنم که دست از این بچه بازیها بردارین.
شماهایی که ادعاتون می شه روشن فکر جامعه هستین!!! شما دیگه چرا؟؟؟!!! به جای این کارا بیاین
اگر بالا نمی ریم لااقل سیبی باشیم که با افتادن اندیشه ای رو بالا ببریم
و اینو هم از یاد نبریم که :
همزبونی ها اگه شیرینتره همدلی از همزبونی بهتره
و به یاد داشته باشیم که هرگاه قصد انتقاد یا قضاوت دربارهی کسی رو داشته
باشیم باید بدونیم که این قضاوتها چیزی جز اندیشه های خودمون نیست.
یه درس خوبی که از این کارای شما یاد گرفتم و فکر میکنم برام خیلی مفید بود این مطلبه:
به آسانی می تونیم انسانهایی را که خشم ما را برانگیختهاند نبخشیم .
اما افرادی که ما رو خشمگین می کنن ظرفیت و قابلیت ما را برای
بخشش مشخص می کنن. و شما با این عمل خودتون ظرفیت درونی
تون رو نشون دادین و ثابت کردین که انتقاد پذیر نیستین.
(فکر امروز)
سرتون رو درد آوردم ولی می خواستم یه حرف کوچیکه در گوشی به این آقای به قول خودش متشخص که به خودش اجازه داده و به مشگینی ها توهین کرده بگم تا این جمله رو از من به امانت داشته باشه:
که به یکدیگر مهر بورزیم و همدیگر را ببخشیم و به خودمون و
دیگران اجازه بدیم که از نو شروع کنیم.
آخر اینکه بیایید گذشته ها را فراموش کنیم چرا که :
تمامی گذشته ، منهای
زیبایی آن گذشته است.
به امید آن روز.....
موفق باشید.
سوالات آزمون ورودی دوره های کارشناسی ارشد ناپیوسته داخل سال 1385 :
تئوریها ی مدیریت
۱- در ساختار های سنتی سازمانی عدم استقلال واحد ها و وابستگی آنها به یکدیگر سبب ایجاد کدام مشکل میشود؟
الف)تصمیم گیری در واحدها بوسیله مدیران به تنهایی صورت میگیرد
ب)ارزیابی واحدها دقیقا امکان پذیر نبوده ومسئولیتها لوث میشوند
ج)سلسله مراتب سازمانی افزایش یافته و کارها با کندی و تاخیرانجام میگیرند
د)مشارکت واحد ها در انجام وظایف وماموریت های سازمانی ممکن نیست
2- هر گاه برای واحد های سازمان وظایف مضاعف وچند گانه ای معین کنیم میزان پیچیده گی و تنوع واحد ها را در رابطه با محیط مشخص نمائیم حداقل ضوابط را برای سازمان وضع کنیم و امکان رویارویی پویایی سازمان را با مسائل محیطی فراهم آوریم چه نوع سازمانی را بوجود آورده ایم؟
الف)ارگانیک ب)ادهو کراتیک ج)منعطف د)هولو گرافیک
3- در چرخه حیات سازمان ویژگی هایی مانند پیچیدگی ،رسمیت و کارآیی ،نشان دهنده ی کدام یک از مراحل زیر است؟
الف)افول ب)بلوغ ج)تولد د)رشد
4- جمله زیر نشان گر کدام یک از نگرش های سازمانی است؟ًًٍٍٍٍٍٍٍ «سازمان ها اعضائ خود را در قالب ها ی شغلی قرار می دهند که این امر آنچه را که آنها می توانند انجام دهند و همچنین افرادی را که می توانند با انها در تعامل باشند،محدود می کند»
الف)سازمان همچون زندان ارواح
ب)سازمان به مثابه یک سیستم سیاسی
ج)سازمان به عنوان پدیده ای عقلایی
د) سازمان به عنوان ابزار تسلط و حاکمیت
5- فرایند منطقی حل مسئله به ترتیب عبارت است از:
الف)شناسایی وضعیت،ایجاد بدیل،ارزیابی و انتخاب،اجرا و پیگیری
ب)ارزیابی و انتخاب،شناسایی مسئله،ایجاد بدیل،اجرای تصمیم
ج)اجرا و پیگیری،نظارت،ایجاد بدیل،انتخاب بدیل
د)ایجاد بدیل،شناسا یی بدیل ها،شناسایی مسئله،حل مسئله،اجرا
مدیریت جامع کیفیت فلسفه برتر
به اعتقاد ما مدیریت جامع کیفیت همه ویژگیهای بالا را شامل می شود مديريت جامع کیفیت با داشتن ارکان فلسفی و اصول ساده و قابل درک و فراهم نمودن یک بستر طبیعی برای تلاشها شاید تنها گزینه در پیش روی مدیران باشد سه رکن مهم فلسفه مدیریت جامع کیفیت یعنی مشتری محوري فرايند گرایی و ارتقای مستمر هم در رأس یک سازمان و هم در قاعده آن قابل درک و اجرااست.مدیران ارشد سازمان از تحلیل فلسفه وجودی سازمان دورنما و رسالت آن فرايند هاي کلیدی را تعیین می کنند و در راستای تحقق رسالت سازمان و پاسخگویی به نیازها و انتظارات مشتری ها همه افراد سازمانی ،یعنی«صاحبان فرايند ها»را برای ارتقای عملكرد فرايند ها آماده و بسیج می نمايد کارکنان نیز از قاعده سازمان با ارتقای عملكرد فرايند هاي کلیدی با مدیران ارشد سازمان همگام و همراه می شوند برآيند دو حرکت از«بالا به پایین»و از« پایین به بالا »موجب دگرگونی و تحول اساسی و جهت دار در سازمان خواهد بود تداوم این دو حرکت و حمایت آن دو از هم به نهادینه شدن مدیریت جامع کیفیت خواهد انجامید.
انتخاب و اجرای چنین فلسفه ای است که به روشها و ابزار ارتقا از جمله روش ها و ابزار آماري معني می بخشد.کسانی که تلاش کرده اند بدون معرفی یک فلسفه مدیریتی از روشها و ابزار برای «حل مشكل»یا«ارتقای کیفیت»استفاده نمايند هرگز نتوانسته اند موجب تغییرات دائمی شوند سازمانها شاهد دهها سال تجربه در زمینه کار برد روشها و ابزارهای مختلف بوده اند که بر سرنوشت آنها تأثیرات استراتژيك نداشته اند. سازمانها قبل از هر چیزی محتاج یک فلسفه مدیریتی مناسب می باشد.
*تعریف مدیریت جامع کیفیت
مدیریت جامع کیفیت فرایندی است متمرکز بر روی مشتریها، کیفیت محور، مبتنی بر حقایق، متکی بر تیمها که برای دستیابی به اهداف استراتژيك سازمان از طریق ارتقای مستمر فرايند ها، توسط مدیریت ارشد سازمان رهبری می شود.
* ارکان فلسفی مدیریت جامع کیفیت
فرایند گرایی: سازمان را فرایندی می بینیم که در آن درون داد، روند و برون دادی وجود دارد که همه افراد بصورت افقی در مراحلی از فرایند، قرار می گیرد. تقسیم بندی عمودی و سلسله مراتبی وجود ندارد. اگر فرایند برون دادی دارد همه در آن سهیم هستند .
مشتری محوری: تمامی افرادی که روی فرایند کار می کنند و آنها که نتیجه فرایند را کسب می کنند در واقع همکار و شريک هستند و باید کار کنند. اگر چنین نگرشی در سازمان حاکم گردد، برای مشتریهای سازمان جایگاه ویژه ای ایجاد می شود. مشتری صاحب حق و احترام می گردد در این گونه سازمانها سلامت جریان کار و سلامت فرايندها و وابسته به مشتری و اظهار نظر اوست.
ارتقای مستمر و فراگیر فرايندها و سیستمها: با تمرکز بر ارتقای عملکرد فرایندها و سیستمها و توانمند سازي کارکنان ،تلاش می شود فرایندها و سیستمها بطور دائم در جهت پاسخ به نیازها و انتظارات مشتریها بهبود یابند.

تلفنی ![]()
با استفاده از کدزیر وقتی از شماره ای به موبایل شما زنگ می زند ، اگر نخواهید جواب بدهید با استفاده از رد تماس تلفن را دایورت کرده به شمارهای دیگر مثل 199 یا 118، ...
![]()
code : *67*021119# ر د تماس = دایورت روی 119
decode : #67# ![]()
البته اگر بخواهید بر روی شماره ای دیگر رد تماس کنید
به جای سه عدد آخر (119) شماره مورد نظر
خود را بنویسید ![]()