تبليغاتX
ماهنامه ي دانشجويي
مديريت خوب هنري است كه كارهاي سخت را ساده كند نه آنكه كار هاي ساده را مشكل...
امروز روز آخر پاییز است >>

 

جوجّه های خود را بشمارید.

شب یلداتون مبارک

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 9:58 بعد از ظهر  توسط دانشجويان مديريت بازرگاني مشگين شهر   | 

 
دوران قبل از دانشگاه = ئshy;سرت
قبول شدن در دانشگاه = صعود
كنكور = گذرگاه كاماندارا
دوران دانشجويي = سالهاي دور از خانه
خوابگاه دانشجويي = آپارتمان شماره 13
بي نصيبان از خوابگاه = اجاره نشين ها
امتئshy;ان رياضي = كشتار بيوجرسي
امتئshy;ان ميان ترم = زنگ خطر
امتئshy;ان پايان ترم = آوار
ليست نمرات دانشجويي = ديدنيها
نمره امتئshy;ان = پرنده كوچك خوشبختي
مسئولين دانشگاه = گرگها
استادان = اين گروه خشن
اشپزخانه = خانه عنكبوت
رستوران دانشگاه = پايگاه جهنمي
پاسخ مسئولين = شايد وقتي ديگر
دانشجوي ا خراجي = مردي كه به زانو در امد
دانشجوي فارغ التئshy;صيل = ديوانه از قفس پريد
دانشجوي سال اولي = هالوي خوش شانس
وائshy;د گرفتن = جدال بر سر هيچ
مدرك گرفتن = پرواز بر فراز آشيانه فاخته
پاس كردن وائshy;دها = آرزوهاي بزرگ
مرگ استادها = جلادها هم ميميرند
مئshy;وطه چمن دانشگاه =ئshy;ريم مهرورزي
استاد راهنما = مرد نامرئي
كمك هزينه = بر باد رفته
درخواست دانشجويان = بگذار زندگي كنم
دانشجوي دانشگاه صنعتي = بينوايان
برخورد استادان = زن بابا
اتاق رئيس دانشگاه = كلبه وئshy;شت
شب امتئshy;ان = امشب اشكي ميريزم
تقلب در امتئshy;ان = راز بقا
يادگيري = قله قاف
دانشجوي معترض = پسر شجاع
دكتر بهداري = گله بان
تربيت بدني1 = راكي1
تربيت بدني2 = راكي2
خاطرات استادها = اعترافات يك خلافكار
انصراف = فرار از كولاك
تصييئshy; ورقه امتئshy;ان = انتقام
نمره گرفتن از استاد = دوئل مرگ
شاگرد اول = مرد 6مبليون دلاري
آرزوي دانشجويان = زلزله بزرگ
هيئت علمي = سامورا يي ها
رئيس دانشگاه = ديكتاتور بزرگ
رفتن به خوابگاه دختران = عبور از ميدان مين
رئيس اموزش = هزاردستان
معاون اموزش = دزد دريايي
برخورد مسئولين = كميسر متهم ميكند
از دانشگاه تا خوابگاه = از كرخه تا راين
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 6:46 قبل از ظهر  توسط بتول قره پور  | 

حضرت آيت الله خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب اسلامی، در پی حماسه پرشکوه 24 آذر و حضور افتخار آمیز ملت غیور ایران اسلامی، در پیام مهمی ضمن تشکر از ملت بزرگ ایران تصریح کردند:

روز بيست‌وچهارم آذر يكبار ديگر معني مردمسالاري ديني را به ديرباوران و بدانديشان فهمانيد و حضور پرشور و متراكم قشرهاي عظيم مردم در پاي صندوقهاي رأي، صحنه‌ي نمايش اقتدار و خودباوري و حضور هشيارانه‌ي ملّت ايران شد.


متن پیام به شرح زیر است:


بسم الله الرحمن الرحيم

خداوند قادر متعال را سپاس ميگويم كه ملّت ايران را در آزمون بزرگ ديگري سرافراز كرد و كشوري را كه به پرچمداري اسلام مفتخر است عظمت و ابهتي دوباره بخشيد. روز بيست‌وچهارم آذر يكبار ديگر معني مردمسالاري ديني را به ديرباوران و بدانديشان فهمانيد و حضور پرشور و متراكم قشرهاي عظيم مردم در پاي صندوقهاي رأي، صحنه‌ي نمايش اقتدار و خودباوري و حضور هشيارانه‌ي ملّت ايران شد. نه شرائط جوّي نامساعد روز انتخابات و نه فضاي جنگ رواني دشمنان كه از هفته‌ها پيش از آن با ابزارها و شيوه‌هاي گوناگون براي سرد كردن دلها آرايش داده شده بود هيچيك نتوانست در عزم ملّي خلل وارد سازد. اراده‌ي الهي بر بيــداري مردم، كيد بدخواهان را مغلوب ساخت و برگ ديگري بر دفتر زرين اين ملّت مؤمن و انقلابي افزوده شد. رفتار متين و خردمندانه‌ي مردم و تعهّد و صداقت مسئولانِ دست‌اندركار موجب شد كه اين بار نيز،‌ مردم‌سالاري ديني، از نصاب سالمترين دموكراسيهاي جهان، سالم‌تر و مشاركت مردم از بالاترين نصاب دموكراسيهاي غربي بيشتر باشد.

جهت‌گيري آراء كه نشانه‌ي دلبستگي به مباني انقلاب است و افزايش حضور مردم كه سند حضور پرانگيزه‌ي آنان در صحنه‌هاي اساسي است،‌ به همه‌ي دوستان و دشمنان ملّت ايران در سراسر جهان،‌ پيامي رسا و روشن داد. اين پيام پاسخ شفافي به همه‌ي ترديدافكنيها و وسوسه‌ها است. اين پيام آن است كه ملّت ايران، زنده و پرنشاط و پر اميد، هدفهاي بلند خود را همچنان پي ميگيرد و ميدانها را پي‌درپي درمي‌نوردد، اين ملّت تا دستيابي به حقوق‌حقه‌ي خود از پاي نمي‌نشيند و پيوند خود را با نظام اسلامي كه هدف آن عدالت و عزّت و اقتدار ملّي است،‌ روزبروز مستحكمتر ميسازد.

اينجانب جبهه‌ي سپاس در برابر خداي عزيز و حكيم بر خاك ميسايم و با همه‌ي وجود از ملّت بزرگ ايران تشكر ميكنم. لازم ميدانم از همه‌ي كسان و دستگــاههــایي كه در اين آزمــون بزرگ نقش آفــريدند سپاسگـزاري كنم، از علماي اعلام و مراجع عظام، از دانشمندان و نخبگان حوزه و دانشگاه، از فعالان سياسي و اجتماعي، از دستگاههاي مسؤول برگزاري و نظارت بويژه از شوراي نگهبان و وزارت كشور و مبعوثان مجلس شوراي اسلامي، از رسانه‌ي ملي كه نقشي هنرمندانه و متعهدانه ايفا كرد، از نيروهاي انتظامي و بسيج كه امنيت حوزه‌هاي رأي را عهده‌دار بودند، و از همه‌ي كساني كه با نامزدي يا حمايت از نامزدها بر شور و گرمي انتخابات افزودند.

از خداوند متعال مي خواهم كه منتخبان ملّت را بر مسئوليت‌پذيري و سپاسِ اعتمـاد مردم و عمـل مخلصـانه و بي‌منّت موفـق فـرمايد و روز به روز بر عزّت ملّت ايران بيفزايد،‌ و سلامي از اَعماق دل بر حضرت بقيه‌الله ارواحنافداه كه پيروزي ملّت ايران مايه‌ي شادي قلب مبارك اوست.


والسلام علي عباد الله الصالحين

سيّدعلي خامنه‌اي

28/آذر/1385

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 8:27 قبل از ظهر  توسط entezar_soft2004  | 

 
رموز موفقيت خودباوري و اعتماد بنفس
 
دوستان عزيز! هر چند ممكنه كه هر روز يك مقاله با عنواني مشابه اين متن ديده باشيد ولي تمرين اين روش ضرر ندارد .من خودم اين روش رو تمرين كردم و نتيجه هم گرفته ام. به همين خاطر اونرو براي شما میزارم تا دوستای خوبم (که شما باشید) هم باهاش اشنا  بشید.
 شما مي توانيد هر روز يك صفت را براي اعتماد به نفس در خود پرورش دهيد .
 
هفته اول :
روز اول : باور كنيد كه موجودي بي نظير در عالم هستيد .
روز دوم : ديگران را همينطوري كه هستند بپذيريد .
روز سوم : به هنر و استعداد ديگران حسادت نورزيد .
روز چهارم : هيچگاه خشمگين نشويد و همواره خونسردي خود را حفظ كنيد .
روز پنجم : به ديگران احترام بگذاريد .
روز ششم : با انسانهاي ژرف انديش معاشرت كنيد و از انسانهاي عيب جو و بدبين دوري كنيد .
روز هفتم : ديگران را دوست بداريد .
 
هفته دوم :
روز اول : دست ديگران را براي ياري و كمك بفشاريد .
روز دوم : ديگران را ببخشيد .
روز سوم : انتظارات خود را از ديگران كاهش دهيد .
روز چهارم : ديگران را مورد انتقاد و سرزنش قرار ندهيد .
روز پنجم : خود را سرزنش نكنيد .
روز ششم : انتظارات منفي و غيرمنطقي را از ذهن خود بيرون كنيد .
روز هفتم : خود را جدي بگيريد .
 
هفته سوم :
روز اول : ديگران را بخشي از وجود خود ببينيد .
روز دوم : خطاها و لغزشهاي خود را جدي نگيريد .
روز سوم : تصور ذهني خود را از ديگران اصلاح كنيد .
روز چهارم : ارزشهاي نيك را در خود تقويت كنيد .
روز پنجم : احساس رضايتمندي و خشنودي از خود را افزايش دهيد .
روز ششم : از تكنيك هاي تنفس عميق و تغذيه سالم استفاده كنيد .
روز هفتم : تبسم و خوش خلقي را تمرين كنيم .
 
هفته چهارم :
روز اول : مسوليت كارهاي خود را بپذيريد .
روز دوم : سعي كنيد خطاها و لغزشهاي خود را كاهش دهيد .
روز سوم : مشكلات را آسان بگيريد و از ديگران براي رفع آنها ياري بخواهيد .
روز چهارم : به مسائل اطراف خود با نگرش مثبت برخورد كنيد .
روز پنجم : در صدد توجيه خود نباشيد .
روز ششم : براي شاديهاي خود پيش فرض و شرايط مشخص نكنيد .
روز هفتم : به واقعيات درون خود تمركز دهيد
 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 2:48 قبل از ظهر  توسط بتول قره پور  | 

كار من هر روز با اينترنت است                           اطلاعاتم به روي ديسكت است

هر چه مي گيرم همه از سرور است                   فايلهاي من درون فولدر است

بايگاني كوچك و كامل شده                               همدم من سيستم عامل شده

ارتباطم با جهان آسان شده                              لينكها اما بلاي جان شده

فرصت ديدار كوه و دشت نيست                         چون دگر وقتي براي گشت نيست

توي گلدان جاي گل تنها گل است                       چون كه تفريحات من در گوگل است

هر زمان مشتاق آهو مي شوم                            وارد گوگل و ياهو مي شوم

من حقيقي نيستم تقليديم                               چون به دنبال كپي از سي ديم

گاه با رافق كمي چت مي كنم                            بعد از آن خود را شماتت مي كنم

كارهايم از سر بي ميلي است                          ارتباطاطم همه ايميلي است

دست و پايم خسته و بي حس شده                  را رفتن خارج از اكسس شده

ورزش از برنامه ها كنسل شده                        ورزشم ويندوز و يا اكسل شده

يا گيري ز سر مجبوري است                           اينهم از الزامات فيبر نوري است

نام من محدود به پسورد گشت                        جمله هايم مختصر چون ورد گشت

شعر بنده در همين جا اند شد                         شعر هم در توي وبلاگ سند شد

حرفهايم را همه فوورايد كن                              هر چه گفتم سيو روي هارد كن

چاره اي جز علم و جز تكنيك نيست                  شكوه هايم انچنان بيسيك نيست

تقديم به مشتريان پراپا قرص اينترنت : برو بچ فكر فردا و ساوالان                  

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت 5:11 قبل از ظهر  توسط entezar_soft2004  | 

چون همه ی دوستان می خواستن انتظار سافت رو ببینن خواستم بیشتر معرفیش کنم

خودتون قضاوت کنین همچین دختری دیدن داره اخه ؟؟؟؟ چیه همه دارن دنبالش می گردن ؟؟؟

نظر یادتون نره بچه ها

عکاس : بتول

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 6:50 قبل از ظهر  توسط بتول قره پور  | 

 

با يه شکلات شروع شد...................


من يه شکلات گذاشتم تو دستش اونم يه شکلات گذاشت تو دست من


سرم رو بالا کردم............سرش رو بالا کرد ديد منو ميشناسه


گفت:دوستيم؟


گفتم:دوست


گفت :تا کجا؟


گفتم : دوستي که تا نداره


گفت:تا مرگ


گفتم:من که گفتم تا نداره


گفت:باشه تا پس از مرگ


گفتم:نه..........نه...........نه........نه......تا..........نداره


گفت:قبول.......تا اونجا که همه دوباره زنده بشن........بازم با هم دوستيم......تا بهشت تاجهنم


خنديدم و گفتم:تو براش تا هرکجا که دلت ميخواد تا بذار ......اصلا يه تا بکش از اين سر دنيا تا اون


دنيا ..............اما من اصلا براش تا نميذارم


نگام کرد..........نگاهش کردم.........باور نميکرد............ميدونستم اون ميخواست دوستي ما حتما تا داشته


باشه..........دوستي بدون تا رو نميفهميد


گفت بيا براي دوستيمون نشونه بذاريم


گفتم:باشه تو بذار


گفت:شکلات.........هر بار که همديگرو ميبينيم يه شکلات مال تو يکي مال من........باشه؟


گفتم:باشه


من همه شکلاتامو باز ميکردم و ميذاشتم توي دهنم و تندوتند ميمکيدم


ميگفت:شکمو.................تو دوست شکموي من هستي


و شکلاتاش رو ميذاشت توي يه صندوق کوچيک و قشنگ


ميگفتم:بخورش


ميگفت : تموم ميشه.........ميخوام تموم نشه............براي هميشه بمونه


صندوقش پر از شکلات شده بود و هيچ کدومشونو نميخورد.............من همشو خورده بودم .


گفت:ميخوام نگهشون دارم تا موقعي که دوست هستيم


و من شکلاتامو ميخوردم و ميگفتم..........نه.........نه.........نه.........تا.....نه.........دوستي که تا نداره .



۱سال.........۲ سال........۴سال........۷سال.........۱۰سال.............۲۰ سالش شد .


اون بزرگ شده.........منم بزرگ شدم..........من همه شکلاتامو خوردم............اون همه شکلاتاش رو نگه


داشت


اون اومده امشب تا خداحافظي کنه......ميخواد بره..........بره اون دور دورا............


ميگه :ميرم اما زود برميگردم................من که ميدونم ميره و بر نميگرده


يادش رفت شکلات به من بده.............من که يادم نرفت


يه شکلات گذاشتم کف دستش................گفتم اين براي خودته................يه شکلات هم گذاشتم کف اون


 يکي دستش.......................گفتم اينم آخرين شکلات براي صندوق کوچولوت


يادش رفته بود که صندوق هم داره..................هر دوتاشو خورد..........خنديدم


ميدونستم دوستي من تا نداره............ميدونستم دوستي اون تا داره


خوب شد همه شکلاتامو خوردم............اما اون هيچ کدومشو نخورد


حالا با يه صندوق پر از شکلاتاي نخورده ميخواد چيکار کنه؟


اين ديگه فکر نداره.......وقتي ميشنوي ميگن........تو برو باهام نمون حتي اسممو نيار


اگه يک شب ديگه زير بارونا قدم زدی          بدون


که تمام فکر من پیش تو بود        مثل تو تو زندگیم هیشکی نبود


میدونی؟................حرفی ندارم     اگه زمزمه هامون شده یخ تو دلامون


میدونی؟.......جایی ندارم    جز امشب زیر بارون  برم پیش خدامون


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 3:3 قبل از ظهر  توسط دانشجويان مديريت بازرگاني مشگين شهر   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 3:0 قبل از ظهر  توسط دانشجويان مديريت بازرگاني مشگين شهر   | 

 

ای نهال آرزو خوش زی که بار آورده ای

غنچه بی باد صبا گل بی بهار آورده ای

باغبانان تو را امسال سال خرمی است

زین همایون میوه کز هر شاخسار آورده ای

روز دانشجو بر تمامی پویندگان

 

طریقت علم و حقیقت مبارک باد.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر 1385ساعت 0:16 قبل از ظهر  توسط بتول قره پور  | 

 

میلاد هشتمین اختر تابناک امامت و

 

ولایت امام رضا(ع)بر عموم

 

شیعیان جهان مبارک باد. 

+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1385ساعت 9:0 بعد از ظهر  توسط دانشجويان مديريت بازرگاني مشگين شهر   | 

چندی است من حوالی خون پرسه می زنم

دیوانه شدم گرد جنون پرسه می زنم

گم کرده ام تو را و دل ساده ی ترا

تسبیح صادقانه ی سجاده ی ترا

یک حس شاعرانه مرا داد می زند

انگار صد ترانه مرا داد می زند

آن شاعره ی آهنی بی ریا کجاست

دنیا پر از بهانه شده پس خدا کجاست ؟!

ساکت مرا به جنگ صدا می کند کسی

با لهجه ی تفنگ صدا می کند کسی

انگار کوفه کوفه غریبی است در دلم

یک حس و حال غریبی است در دلم

این زخمهای کهنه ی من درد می شکند

درد از آن چه بر سرم اورد می کشند

در ازدحام خاطره گشتیم بارها

هی دور زدیم و پس نشستیم بارها

هیچ کس نگفت چرا خسته می شوید!!!!

فرهاد کوه کند و شما خسته می شودید ؟!!!!!

ای ناله های خسته ی کارون ندیده ها

ای خفتگان جزیره ی مجنون ندیده ها

از عشق و از عاطفه سهمی نمانده است

جز خاطرات وحشی زخمی نمانده است

...................................................

...................................................

من بازهم حوالی خون پرسه می زنم

دیوانه شدم گرد جنون پرسه می زنم

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آذر 1385ساعت 10:40 بعد از ظهر  توسط entezar_soft2004  | 

چند سال پیش در یک روز گرم تابستان پسر کوچکی با عجله لباسهایش را درآورد و خنده کنان داخل دریاچه شیرجه رفت . مادرش از پنجره نگاهش میکرد و از شادی کودکش لذت میبرد .
 مادر ناگهان تمساحی را دید که به سوی فرزندش شنا میکند.
 مادر وحشت زده به سمت دریاچه دوید و با فریاد پسرش را صدا زد . پسر سرش را برگرداند ولی دیگر دیر شده بود ....
 تمساح با یک چرخش پاهای کودک را گرفت تا زیر آب بکشد . مادر از راه رسید و از روی اسکله بازوی پسرش را گرفت .
 تمساح پسر را با قدرت میکشید ولی عشق مادر به کودکش آنقدر زیاد بود که نمیگذاشت او بچه را رها کند . کشاورزی که در حال عبور از آن حوالی بود , صدای فریاد مادر را شنید , به طرف آنها دوید و با چنگک محکم بر سر تمساح زد و او را کشت .
 پسر را سریع به بیمارستان رساندند . دو ماه گذشت تا پسر بهبودی مناسب بیابد . پاهایش با آرواره های تمساح سوراخ سوراخ شده بود و روی بازوهایش جای زخم ناخنهای مادرش مانده بود .
 خبرنگاری که با کودک مصاحبه میکرد از و خواست تا جای زخمهایش را به او نشان دهد .
 پسر شلوارش را کنار زد و با ناراحتی زخم ها را نشان داد , سپس با غرور بازوهایش را نشان داد و گفت : این زخم ها را دوست دارم , اینها خراش های عشق مادرم هستند ....
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آذر 1385ساعت 4:27 قبل از ظهر  توسط entezar_soft2004  | 

خانم بتول قره پور

انتخاب به جا و شایسته ی خواهر گرامیتان خانم زینب قره پور را جزء ده زن توانمند ایران از سوی سازمان جوانان کشور خدمت شما و خانواده ی محترمتان و خصوصا جامعه ی علمی و فرهنگی و

 ورزشی کشور تبریک می گوییم و برای شما و ایشان ارزوی پیروزی و شادکامی داریم  

از طرف جمعی از دوستان

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آذر 1385ساعت 11:28 قبل از ظهر  توسط entezar_soft2004  | 

JavaScript Codes