بر حاشیه برگ شقایق بنویسید گل طاقت بین در و دیوار ندارد

مردی در مسابقه اطلاعات عمومی شرکت کرده است و سعی در بردن جایزه یک میلیون دلاری آن دارد. سوالات را بخوانید:
۱- جنگ صد ساله چقدر طول کشید؟
الف: ۱۱۶ سال
ب: ۹۹ سال
ج: ۱۰۰ سال
د: ۱۵۰ سال
او نمی تواند به سوال جواب دهد.
۲- کلاههای پاناما در چه کشوری تولید میشوند؟
الف: برزیل
ب: شیلی
ج: پاناما
د: اکوادور
حالا او با خجالت از دانشجویان تماشاگر درخواست کمک می کند.
۳- روسها در چه ماهی انقلاب اکتبر را جشن می گیرند؟
الف: ژانویه
ب: سپتامبر
ج: اکتبر
د: نوامبر
۴- اسم شاه جورج ششم چه بود؟
الف: ادر
ب: آلبرت
ج: جرج
د: مانوئل
این بار هم شرکت کننده درمانده تقاضای فرصت می کند.
۵- نام جزایر قناری در اقیانوس آرام از کدام حیوان گرفته شده است؟
الف:قناری
ب: کانگورو
ج: توله سگ
د: موش
همین جا شرکت کننده ی بخت برگشته از ادامه ی مسابقه انصراف می دهد. اما از این که همه جوابها را می دانید، خودتان را گرفته اید و به این بنده خدا خندیده اید، بهتر است جوابها را بخوانید:
۱- جنگ صد ساله در واقع ۱۱۶ سال طول کشید(۱۳۳۷-۱۴۵۳).
۲- کلاه پاناما در اکوادور تولید می شود.
۳- انقلاب اکتبر در ماه نوامبر جشن گرفته می شود.
۴- اسم شاه جورج، آلبرت بوده که بعد از رسیدن به مقام پادشاهی به جورج تغییر نام داد.
۵- نام جزایر قناری از توله سگ گرفته شده. اسم لاتین آن Insularia Canaria و به معنی جزایر توله سگ است.
خوب، حالا می توانید حسابی به خودتان بخندید!
اینم یه مطلب تا موقعی که یه چند تا نویسنده جدید پیدا کنیم..... شاید هم نشد... خدا رو چه دیدید.
اینجانب از مدیریت اینجا استعفا داده و مقام شامخ مدیریتی را به دیگران واگذار می نمایم. از علاقه مندان به ادامه ی راه اینجانب {من حضرت!} دعوت می شود در صورت واجد داشتن ! شرایط آمادگی خود را جهت به روز رسانی این وبلاگ اعلام کنند.
شرایط واجدین:دانشجوی رشته ی مدیریت{بازرگانی یا ...} بودن. ورودی هشتاد و پنج بودن. پسر یا دختر بودن. روشن و خاموش کردن کامپیوتر را بلد بودن.
اگر از تاریخ اعلام این فراخوان به مدت یک ماه کسی با بلاگمون تماس نگیرد خیلی نامرد است! ببخشید منظور این است که معلوم می شود بنده بیخودی عمرم را اینجا تلف کرده و در همین راستا درب اینجا را گل می اندودم!
منتظر تلفن ، ای میل ، آفلاین ، آنلاین ، اونلاین و اوفلاین های شما هستیم. هرچند چندان هم امیدی به دیدار نداریم!
دیگه التماس نکنم هااااا!!!!

استادهوشنگ ابتهاج(ه.ا.سايه) : یکي از غصه های بزرگ من این است
که ای کاش زبان مادریم ترکی بود آن هم فقط وفقط بخاطر
حیدرباباي شهريار...
تورکون دیلی تک سوگلی، ایستکلی دیل اولماز
ئوزگه دیله قاتسان، بو اصیل دیل، اصیل اولماز
ئوز شعرینی فارسا-عربه قاتماسا شاعر
شعری اوخویانلار، ائشدنلر کسیل اولماز

مشترک گرامي
دسترسي به اين سايت امکان پذير نمي باشد ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
می خوانیم ....... بعد می خندیم........
فراری دادن موش از خوابگاه:
با توجه به اينكه اخيرا با شروع فصل سرما، در برخي از خانه هاي دانشجويي موش مشاهده شده و موجبات سلب آسايش و آرامش و گاها رعب و وحشت دانشجويان عزيز را فراهم كرده است، بدينوسيله نتيجه مطالعات و تحقيقات انجام شده جهت مقابله با موش به شرح زير اعلام ميگردد. به محض مشاهده موش در اتاق، يكي از اقدامات زير را انجام دهيد:
بند 1- روش كاملا دانشجويي: پس از هماهنگي با هم اتاقيهايتان با كشيدن يك جيغ بلند، دسته جمعي در را بازكرده از اتاق خارج شويد و ديگر هرگز به آن اتاق بازنگرديد ...
بند 2- روش سرخپوستي: مقداري وسايل قابل اشتعال وسط اتاق جمع كرده ، آتش بزنيد تا موش با دود آن خفه شود . سپس موارد بند (1) را انجام دهيد ...
بند 3- روش معرفتي: به موش بگوييد در صورت عدم خروج وي خودكشي خواهيد كرد. اگر با معرفت باشد از اتاق خارج خواهدشد. در غير اين صورت موارد بند (1) را انجام دهيد ...
بند 4- روش تعارفي: به موش تعارف كنيد كه امشب را پيش شما بماند . احتمالا شرمنده شده و تعارف شما را نميپذيرد . در صورتيكه تعارف را پذيرفت بند (1) را اجرا كنيد ...
بند 5- روش قبيله گامبالا: تعدادي سلاح سرد تهيه كرده و به موش اعلان جنگ كنيد. در صورتيكه موش نامبرده حرفهاي بوده و اين حرف را جدي نگرفت بند (1) را انجام دهيد ...
بند 6- روش دموكراتيك: پس از شرح فوايد گفتمان براي موش ، از او خواهش كنيد اتاق را ترك كند. اگر موش قبول نكرد بند (1) را انجام دهيد ...
بند 7- روش نه چندان دانشجويي: يكي از گربه هايي كه دركوچه دنبال غذا ميگردند را براي شام به منزل خود دعوت كنيد. در صورت موفقيت گربه در شكار موش، از او بخواهيد از اتاق خارج شود. در صورت عدم موافقت گربه بدنبال راهي براي خارج كردن گربه باشيد (مطلب نحوه خروج گربه به زودي منتشر ميگردد) ...
بند 8- روش كمپينگ: در ميان دوستانتان هر كدام كه خانه شان بهتر است را انتخاب كرده و به صورت دسته جمعي تا آخر ترم به خانه آنها برويد. در صورتيكه در خانه آنها هم موش مشاهده شد به بند (1) مراجعه كنيد ...
بند 9- روش روانشناسي: به كارهاي روزانه خود پرداخته و به موش بي محلي كنيد. او احتمالا ناراحت شده و خارج خواهد شد. در صورتيكه اين هم جواب نداد راهي جز مراجعه به بند (10) براي شما باقي نمانده است ...
بند 10- روش فاشيستي: مقداري از كباب سلف دانشگاه را در مسير او قرار دهيد تا از آن بخورد. اين روش احتمال خطا ندارد. موش حتما خواهد مرد و اصلا نيازي به مراجعه به بند (1) نداريد.
تبصره: از روشهاي فوق براي فراري دادن مهمانهاي ناخوانده دوپا مانند انسان نيز مي توان استفاده برد.
منبع:http://payamekhoy.blogfa.com/
منت وبلاگ را دم و گرم، كه خواندنش موجب شعف است و به نظر
دادنش مزيد زحمت ، هر مطلبي كه پست مي شود ، ممد حيات است و
چون خوانده مي شود ، مفرح ذات ، پس در هر وبلاگ چند مطلب موجود
ايت و بر هر مطلب نظري واجب.....
از وقت و زمان كه برآيد........... كز عهده ي شكرش برآيد.
اعملو ناظر الوبلاگ مظر و قليل من نظاري الشكور.
جكسون همان به كه ز توهين خويش........ عذر به درگاه عموم اورد.(مربوط به مظفر)
ورنه سزاوار نوشتندي اش............ كس نتواند كه به درك آورد.
باران مطالب بي حسابش همه را خنديده ، و زخم زبان بي كتابش همه
را رنجيده ، پرده ي اي-پي بازديدكنندگان بي گناه بي نظري هك نكند.
و روزي آپ-ديت خوانندگان به دشنام هاي بي مورد نبرد.طراح قالب
وبلاگ را فرموده تا فرش نيلوفري بر وبلاگ بگسترد و دايه ي سايت
وبگذار را تا آمار افراد را در گوش وبلاگ بنويسد.
پست و عكس و فكر و فرصت در كارند........... تا تو خندي به لب آري و به غفلت نروي
همه از بهر مطالب سر گشته و خندان رفتار.......... انصاف نباشد كه تو بي شكر بروي
لطيفٌ ، شعيفٌ ، جديدٌ ، سريعٌ............ نظيمٌ ، عليمٌ ، سليسٌ ، بديعٌ
چه غم ديوار دولت را كه دارد چون تو پشتيبان(شاعر بع جفنگ آمد)
اي برتر از هر سايت و وبلاگ و
چت..... و ز هر طنزي كه ديده ايم
و شنيديم و خوانده ايم. مطلب تمام
گشت و به آخر رسيد وقت... ما
هنوز در اول وصف تو مانده ايم.

|
ردیف |
نام درس |
رشته |
تستی |
تکمیلی |
تشریحی |
|
1 |
مبانی مدیریت اسلامی و الگوها |
بازرگانی |
* |
|
|
|
2 |
اقتصاد کلان(دولتی-بازرگانی) |
بازرگانی |
* |
|
|
|
3 |
اقتصاد خرد(دولتی-بازرگانی) |
بازرگانی |
* |
|
|
|
4 |
توسعهی اقتصادی و برنامهریزی |
بازرگانی |
* |
|
|
|
5 |
پول و ارز و بانکداری |
بازرگانی |
* |
|
|
|
6 |
بازرگانی بین المللی |
بازرگانی |
* |
|
* |
|
7 |
سازمانهای پولی و مالی |
بازرگانی |
* |
|
|
|
8 |
مبانی سازمان مدیریت |
بازرگانی |
* |
|
|
|
9 |
آمار و کاربردآن در مدیریت1 |
بازرگانی |
* |
|
* |
|
10 |
آمار و کاربرد آن در مدیریت 2 |
بازرگانی |
* |
|
* |
|
11 |
اصول حسابداری 1 |
بازرگانی |
|
|
* |
|
12 |
اصول حسابداری 2 |
بازرگانی |
* |
|
* |
|
13 |
حسابداری صنعتی |
بازرگانی |
|
|
* |
|
14 |
مدیریت مالی 1 |
بازرگانی |
* |
|
* |
|
15 |
مدیریت مالی 2 |
بازرگانی |
* |
|
* |
|
16 |
حقوق اساسی |
بازرگانی |
* |
|
|
|
17 |
روانشناسی کار |
بازرگانی |
* |
|
|
|
18 |
ریاضیات و کاربرد آن در مدیریت 2 |
بازرگانی |
* |
|
* |
|
19 |
ریاضیات و کاربرد آن در مدیریت 1 |
بازرگانی |
* |
|
* |
|
20 |
زبان تخصصی1 |
بازرگانی |
* |
|
* |
|
21 |
زبان تخصصی3 |
بازرگانی |
* |
|
* |
|
22 |
زبان تخصصی4 |
بازرگانی |
* |
|
* |
|
23 |
زبان تخصصی2 |
بازرگانی |
* |
|
* |
|
24 |
بازار یابی و مدیریت بازار |
بازرگانی |
* |
|
* |
|
25 |
بازار یابی بین الملل |
بازرگانی |
* |
|
* |
|
26 |
تحقیق در عملیات 1 |
بازرگانی |
* |
* |
* |
|
27 |
تحقیق در عملیات 2 |
بازرگانی |
* |
* |
* |
|
28 |
حقوق بازرگانی بین الملل |
بازرگانی |
* |
|
* |
|
29 |
روش تحقیق در مدیریت |
بازرگانی |
* |
|
* |
|
30 |
سیستمهای خرید و انبارداری وتوزیع |
بازرگانی |
* |
|
* |
|
31 |
مدیریت منابع انسانی |
بازرگانی |
* |
|
* |
|
32 |
مدیریت تولید |
بازرگانی |
* |
|
* |
|
33 |
مدیریت رفتار سازمانی |
بازرگانی |
* |
|
* |
|
34 |
بهرهوری و تجزیه و تحلیل آن در سازمان |
بازرگانی |
* |
|
* |
|
35 |
تجزیه و تحلیل و طراحی سیستم ها |
بازرگانی |
* |
|
* |
|
36 |
مدیریت استراتژیک |
بازرگانی |
* |
|
* |
|
37 |
تربیت بدنی 1 |
بازرگانی |
* |
|
|
|
38 |
تربیت بدنی 2 |
بازرگانی |
* |
|
|
|
39 |
فارسی عمومی |
بازرگانی |
* |
|
|
|
40 |
انقلاب اسلامی و ریشه ها |
بازرگانی |
* |
|
|
|
41 |
آیین زندگی(اخلاق کاربردی) |
بازرگانی |
* |
|
|
|
42 |
اندیشهی اسلامی 1 |
بازرگانی |
* |
|
|
|
43 |
اندیشهی اسلامی 2 |
بازرگانی |
* |
|
|
|
44 |
تاریخ تحلیلی صدر اسلام |
بازرگانی |
* |
|
|
|
45 |
تفسیر موضوعی قرآن |
بازرگانی |
* |
|
|
|
46 |
زبان عمومی |
بازرگانی |
* |
|
|
|
47 |
جمعیت و تنظیم خانواده |
بازرگانی |
* |
|
|


چون همه ی دوستان می خواستن انتظار سافت رو ببینن خواستم بیشتر معرفیش کنم
خودتون قضاوت کنین همچین دختری دیدن داره اخه ؟؟؟؟ چیه همه دارن دنبالش می گردن ؟؟؟
نظر یادتون نره بچه ها
عکاس : بتول
ای نهال آرزو خوش زی که بار آورده ای
غنچه بی باد صبا گل بی بهار آورده ای
باغبانان تو را امسال سال خرمی است
زین همایون میوه کز هر شاخسار آورده ای

روز دانشجو بر تمامی پویندگان
طریقت علم و حقیقت مبارک باد.

الو... فکر فردا؟؟؟ فکر امروز؟؟؟
ببخشید گوشی دست کیه؟ کی داره حرف می زنه؟ شنونده کیا هستن؟ فقط می خواستم چند تا از حرفهای دلمو که خیلی وقته رو هم تلنبار شدن و دارن رو دلم سنگینی میکنن رو به همه بگم.
می خوام بگم آخه آقا، خانم،.... چی شده که همتون عین خوره افتادین به جون هم و هی دارین برا همدیگه طنز می نویسین. آخه مگه همهی شما همزبون نیستین؟؟؟ مگه مشگینی و مغانی داریم؟!...(همه از یک پدریم، همه از نوع بشر). اون از ماجرای توهین به ترکها که باعث شد این همه آدم بی گناه کشته بشن و... . اون موقع همه هوای همدیگه رو داشتین و حالا......
همین مشگینی که داریم توش درس می خونین مگه تو این ماجرای توهین به ترکها کشته نداد؟ مگه یه جوون بی گناه (جلیل عابدی رو میگم) که هیچ تقصیری هم نداشت به خاطر ندونم کاری یه عوضی از دنیا بی خبر شهید نشد؟ یا اصلاً تو اهر ما مگه یکی از دوستای خودمون (لیلا) تیر به چشش اصابت نکرد و شهید نشد؟... مگه تقصیر اینا چی بود که باید تاوون ندونم کاری اون از دنیا بی خبر رو پس می دادن؟؟؟ از این کشت و کشتار چی نصیبه همه شد جز .......
حالا که چی؟؟؟ اومدین برا همدیگه طنز می نویسین که چی بشه؟مگه دردی دوا می شه؟ چرا به خاطر مشکلات شخصی پای این همه آدم بی گناه رو وسط می کشین؟ چه فکر فردا باشه، چه فکر امروز ....
مغان گوزلی واقعا که عجب گلی به سر مغانیها زدی!!! به نظر خودت کار بزرگی کردی؟؟؟ مثلا به قول خودت می خواستی تقابل به مثل کنی؟؟؟!!! فقط فکر امروز رو نمی گم. همین فکر فردای خودمون که بچه ها اومده بودن و برایه مغانیها طنز نوشته بودن اما نه به تندی (که اونم از روی قصد نبود و بعداً هم که عذر خواهی کردن) و باعث شده بودن که چند روز اوضاع دانشگاه به هم بریزه . مگه با این مسخره کردن همدیگه چی دستتون می یاد؟؟؟ آقا من اعتراض دارم..... این چه کاریه؟؟؟... فقط می خوام از همتون خواهش کنم که دست از این بچه بازیها بردارین.
شماهایی که ادعاتون می شه روشن فکر جامعه هستین!!! شما دیگه چرا؟؟؟!!! به جای این کارا بیاین
اگر بالا نمی ریم لااقل سیبی باشیم که با افتادن اندیشه ای رو بالا ببریم
و اینو هم از یاد نبریم که :
همزبونی ها اگه شیرینتره همدلی از همزبونی بهتره
و به یاد داشته باشیم که هرگاه قصد انتقاد یا قضاوت دربارهی کسی رو داشته
باشیم باید بدونیم که این قضاوتها چیزی جز اندیشه های خودمون نیست.
یه درس خوبی که از این کارای شما یاد گرفتم و فکر میکنم برام خیلی مفید بود این مطلبه:
به آسانی می تونیم انسانهایی را که خشم ما را برانگیختهاند نبخشیم .
اما افرادی که ما رو خشمگین می کنن ظرفیت و قابلیت ما را برای
بخشش مشخص می کنن. و شما با این عمل خودتون ظرفیت درونی
تون رو نشون دادین و ثابت کردین که انتقاد پذیر نیستین.
(فکر امروز)
سرتون رو درد آوردم ولی می خواستم یه حرف کوچیکه در گوشی به این آقای به قول خودش متشخص که به خودش اجازه داده و به مشگینی ها توهین کرده بگم تا این جمله رو از من به امانت داشته باشه:
که به یکدیگر مهر بورزیم و همدیگر را ببخشیم و به خودمون و
دیگران اجازه بدیم که از نو شروع کنیم.
آخر اینکه بیایید گذشته ها را فراموش کنیم چرا که :
تمامی گذشته ، منهای
زیبایی آن گذشته است.
به امید آن روز.....
موفق باشید.
خداحافظ رمضان
نشسته ام و شب را مي پايم . . . شب كاملا پيداست . . . شب خيلي زياد است. با تمام عظمتش در اين شب نمي گنجم . . . دلم رفتن ميخواهد . . . سالهاست كه در چنين شبي دلم رفتن مي خواهد به سمت دنيايي ديگر . . . دلم مي خواهد در دنيايي ديگر در زمستان بپيچم و دوباره متولد بشوم . و ديگر از خدا بنويسم .... كسي چه مي داند شايد روزی به دردم خوردند....
الهي شبهاي قدر گذشت و بازهم شب قدري نشدم ... شيطان خونم بالا زده بود و شب قدري نشدم ... خدايا زمان ثانيه به ثانيه ماه تو را خلق مي كرد و من مي كشتم و جرم كشتن ثانيه هاي رمضان نابخشودني بود و نمي دانستم ... چه كسي مي داند شايد تا سالي ديگر نباشم .
خدايا مي هراسم از اين همه راه نيمه راه ... از اين همه چراغهاي قمز گناه كه راه مستقيم رسيدن به تو را مسدود كرده است ... كاش زندگي دور برگردان داشت ... كاش جاده ي زندگي اين همه يك طرفه نبود ...
همه جا را نگاه مي كنم ... امشب هوا خيس است ... زمين خيس است ... آسمان خيس است و چشمان من و اقاقی ها هم خيس است ...
يارب پيدا كن اين منِ از من گريز را ... امشب ساعت دير مي گذرد ...امشب ساعت وحشتناك دير مي گذرد ... الان ده دقيقه است كه فقط دو دقيقه گذشته است ... مي گويند ماه رویت شد ... همه خوشحالند و من... انگار عزيزی را از دست داده ام... شرمنده از تمام كردهها و نكردههايم سر به زير مي اندازم وچشمانم را مي بندم و مي گويم ... خداحافظ رمضان...
فضای خوابگاه ها 3 برابر زیر استاندارد جهانی است.
فضای خوابگاهی دانشجویی ایران 3 برابر زیر استانداردهای جهانی است.ظریفیان معاون وزیر علوم با اعلام این مطلب گفته است سرانه فضای خوابگاهی برای هر دانشجو بین 10 تا 14 متر مربع است . در حالی که این فضا در کشور ما 4 تا 6 متر مربع می باشد.
همجواری دانشجویان بدون پیش زمینه فرهنگی مشکل زا است .
همجواری دانشجویان بدون پیش زمینه ی فرهنگی باعث بروز نابسامانی می شود . دکتر یعقوبی مدرس دانشگاه با اعلام این مطلب گفت : تعدادی از دانشجویان به بلوغ مطلوب فرهنگی نرسیده اند و همجواری آنها با سایر فرهنگها ممکن است مشکل ساز گردد. وی گفت بهتر است دانشجویان جدیدالورود را با همشهری های خود هم اتاق کنیم مطمئناً از سالهای بعد تقسیم دانشجویان با توجه به شناختی که از یکدیگر بدست می آورند مشکلی پیش نخواهد آمد. دکتر یعقوبی گفت همجوار نبودن دانشجو ها با قومیتهای مختلف هیچ زیانی به اشاعه ی فرهنگی و تعامل فرهنگهای مختلف نمی زند. چرا که اگر کمبودی هم از این جنبه وجود داشته باشد در جاهای دیگر مانند دانشگاه و کلاس جبران می شود.
27 درصد دانشجویان خوابگاهی دچار افسردگی هستند.
نتایج یک تحقیق نشان می دهد میزان افسردگی در میان دانشجویا ساکن خوابگاه به مراتب بیشتر از سایر دانشجویان است . در این تحقیق مشخص گردیده میزان افسردگی در دانشجویان ساکن خوابگاه 7/27 درصد است. در این تحقیق مشخص شده که میزان افسردگی در میان دختران دانشجو ساکن در خوابگاه 2/30 درصد و پسران 7/24 درصد بوده است. بر اساس نتایج حاصل از این تحقیق افسردگی در میان دانشجویان سالهای اول و دوم به مراتب بیشتر از دانشجویان سالهای بالاتر است .
دانشجويان جديدالورود : هالوي خوش شانس
دانشجويان خوابگاه : جنگجويان كوهستان
دانشجويان پر سر و صدا : گروه ليانشانپو
دانشجويان پزشكي : فقط به خاطر يك مشت دلار
خانواده ي دانشجويان : بي نوايان
انتخاب درس افتاده : زخم كهنه
واما کاهش ۱۵ درصدی شهریه ی دانشگاه پیام نور http://www.baztab.com/news/48055.php
صدای طنین قدمهای رمضان در کوچه پس کوچه های زمان می پیچد و
من به این می اندیشم که روش دستان دعا درآسمان نیایش عالمی دارد
... کم کم کوچه های زمان پیچ خواهند خورد ومرا خواهند برد تاآغوش
رمضان . باید فرزند رمضان بود.باید وضویی ساخت و قراني،صداقتي
و قطره اشكي و اميدي....
عطر دل انگيز ربناها در آستانهي افطـــار وجودم را مست مي كند . از
از كداميـــــن حس بگويم كه شما نداريد؟؟؟ از چه بگويـــم كه شما نديده
ايد؟؟؟ كاش در لحظه اي كه دعا مي كاريم ، در لحظه هاي بي كسيمان،
در خلوتهاي خداييمان و در نهايت اندوه . همان باور كنيم خدايــي هست
كه دستان ما را خواهد گرفت ، خدايي كه رمضان مـال اوست و هديـــه
مي دهد آن را كوچه به كوچه و فرد به فرد به تمام ما و ما....
چقدر بايد در توانمان باشد كه ياراي فكركردنــش را وبه اتمــام رساندن
ماموريتمان را داشته باشيم .الله اعلم .
التماس دعا ... مديريت وبلاگ
چند درصد دانشجویان معتادند ؟
نتايج حاصل از يك پژوهش نشان مي دهد،۱۷ درصد دانشجويان كارداني از سيگار،۱۱ درصد از مواد مخدر،۱۳ درصد دانشجويان كارشناسي از سيگار،۱۸ درصد آنان از مواد مخدرو ۱۱ درصد دانشجويان كارشناسي ارشد از سيگار و ۷ درصد آنان از مواد مخدر استفاده مي كنند.
بر اساس نتايج حاصل از اين پژوهش ۵۲ درصد پاسخگويان معتاد از ترياك و ۱۰ درصد از هروئين استفاده مي كنند.
مشكلات خوابگاهي،عامل گرايش دانشجويان به مواد مخدر.
مشكلات خوابگاهي،عامل گرايش دانشجويان به اعتياد است.دكتر مصطفي اقليما رئيس انجمن ملي مدد كاري با اعلام اين مطلب گفت: امروز ۶ دانشجو با ۶ فرهنگ متفاوت در يك اتاق ۶ متري زندگي مي كنند كه اين از استانداردهاي زندگي به دور است .وي گفته است : حراست و مسئوليت خوابگاههاي دانشجويي غير تخصصي است و دانشجو براي آسوده شدن از مشكلات خود به سوي مواد مخدر روي مي آورد .
دانشجويان خوابگاهي بيش از دو برابر دانشجويان بومي سيگار مي كشند .
نتايج يك پژوهش نشان ميدهد دانشجويان خوابگاهي بيش از دو برابر دانشجويان بومي كه در منزل والدينشان زندگي مي كنند سيگار مي كشند .
بر اساس اين پژوهش كه در دانشكده ي پيرا پزشكي مشهد صورت گرقته ، مشخص شد كه ۳/۷۱ درصد دانشجويان تا به حال از سيگار استفاده نكرده اند و ۷/۲۸ درصد آنان از سيگار استفاده نموده كه از اين تعداد ۵/۱۱ درصدشان معتاد به سيگار بوده اند .
بيشترين درصد دانشجويان در سنين ۱۵ تا ۲۰ سال شروع به سيگار كشيدن نموده اند .اين پژوهش نشان مي دهد بيشترين علت ادامه ي مصرف سيگار در ميان دانشجويان مورد نظر (۴۶ درصد) لذت بردن و كمترين آن (۸/۳ درصد) مربوط به اعتماد به نفس است .همچنين ۴۱ درصد دانشجويان نقش دوست در سيگاري شدن خود را بسيار بالا دانسته اند .
ادامه دارد...
سهراب اگر زنده بود...
هر کجا هستم باشم ، به درک .
من که باید بروم...
پنجره ، فكر،هوا ، عشق ، همه مال خودت .
من نمي دانم ،
نان خشكي چه كم از مجري سيما دارد...
تيپ را بايد زد...
جور ديگر اما...
كار را بايد جست .
بهترين چيز اتاقي است كه از دسته چك و پول پر است .
پول را زير پل و مركز شهر بايد جست .
سيد خندان يه نفر...
سويچم كو؟؟؟!!!...
چه كسي بود كه داد زد ، دربست ...
=====================
حالمان بد نيست ، غم كم مي خوريم
كم نه ! هر روز كم كم مي خوريم
=====================
اينم يه طنز كوچولو
قانون ۱۸ نيوتن : اگه بتوني با سرعت نور به تموم
افتخاراتت گند بزني اونوقت بهت مي گن :
زين الدين زيدان

اندیشمند برجسته، مروج حسابداری علمی،
نخستین استاد حسابداری در ایران،
موسس دانشکده مدیریت و علوم اداری دانشگاه تهران،
صاحب تالیفات ارزشمند در رشته حسابداری و حسابرسی و
صاحب بسیاری از عظمتهای فردی و اجتماعی
دکتر فضل الله اکبری در دوم اردیبهشت سال 1300 هجری شمسی برابر با سوم ماه رمضان
المبارک سال 1339 هجری شمسی در شهر گلپایگان چشم به جهان گشود. تحصیلا ت ابتدایی
را در شهر گلپایگان و دوره دبیرستان را در دبیرستانهای ادب، صارمیه و سعدی اصفهان طی
کرد. همزمان با طی دوره دبیرستان و حتی قبل از آن به تحصیل علوم قدیمه نزد پدربزرگ
مادریش مرحوم حاج فخرالعلما پرداخت و پس از آن در اصفهان از محضر استادانی چون
شادروان فضل الله همایی و برادر دانشمند ایشان استاد جلا ل همایی و آقای مبارکه ای کسب
فیض کرد. وی حساب و ریاضی و حساب سیاق نقدی و جنسی را نزد پدربزرگ و پدر فرا
گرفت. دکتر فضل الله اکبری بعد از دریافت دیپلم متوسطه، در دانشکده حقوق دانشگاه تهران
به تحصیل پرداخت و از این دانشکده لیسانس گرفت. سپس در شرکت ملی نفت استخدام شد و
همزمان با مرحوم حییم در تهیه فرهنگ لغات انگلیسی به فارسی همکاری داشت. وی در اوایل
دهه 1330 در موسسه علوم اداری و بازرگانی دانشکده حقوق دانشگاه تهران به تحصیل
پرداخت و فوق لیسانس علوم اداری و بازرگانی دریافت داشت. به دنبال آن با استفاده از
بورس تحصیلی به امریکا رفت و در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی و دانشگاه استانفورد به
تحصیل پرداخت و در رشته مدیریت بازرگانی با گرایش حسابداری دکترا دریافت کرد.
بعد از اخذ مدرک دکترا به ایران مراجعت کرد و در موسسه علوم اداری به تدریس پرداخت
و در سال 1337 به عنوان اولین مدرس حسابداری با درجه دانشیاری به عضویت هیئت
علمی دانشکده حقوق دانشگاه تهران پذیرفته شد.
دکتر اکبری در مورد این دوره از زندگی خود در مصاحبه ای با مجله حسابدار (دکتر
فضل الله اکبری، 1378، سرگذشت یک استاد و سرگذشت یک علم)، و بعد در مقاله ای
در سال 1378 درباره چگونگی شروع تدریس حسابداری در دانشگاه تهران برای
چاپ در مجله حسابرس (دکتر فضل الله اکبری، 1378، چگونگی تدریس حسابداری...)
چنین می نویسد:
"همیشه فکر می کنم آدمی تا اندازه ای به جایی راه می برد که مقدر است . سرانجام هم وضعیتی
پیش آمد که بتوانم از بورسی در این رشته بهره مند شوم. بدین ترتیب عملا به قلمروحسابداری
وارد شدم... پس از مراجعت از خارج، دانشگاه تهران اعلا م کرد که برای تدریس رشته های
حسابداری و حسابرسی دانشیار می پذیرد و من برای این کار داوطلب شدم."
" من تنها داوطلب بودم. ... باید اذعان کنم در آن زمان دو- سه نفری بودند که بیش از من
حسابداری می دانستند و تجربه بیشتری هم داشتند، ولی چون داشتن درجه دکتری یکی
از شرایط استخدام بود با وجود علا قه ای که داشتند، واجد شرایط و داوطلب نشدند.
سالها حسابداری به عنوان رشته ای قابل قبول برای تدریس در دانشگاه شناخته نمی شد. تا سال
1333 در هیچ دانشگاه و موسسه آموزش عالی حسابداری رسماً تدریس نمی شد. ... متاسفانه در
ایران آن زمان، اغلب افراد به جهت عدم اطلا ع کافی از محتوای دروس مزبور، علوم مالی و
حسابداری را در سطح سایر رشته های دانشگاه به حساب نمی آوردند... . محتوای رشته
حسابداری، اهمیت و لزوم آن در انتظام امور سازمانها و تاثیر آن در پیشرفت کشور،
سالها همچنان ناشناخته باقی ماند. در سال 1334 که داوطلب تدریس حسابداری در دانشگاه
شدم، یکی از اولیای دانشگاه گفت شک دارد جایگاه تدریس حسابداری در دانشگاه باشد،
و اضافه کرد در گذشته هم حسابداری در سال ششم رشته تجارت دبیرستانها تدریس می شده
است و اگر حسابداری را رشته ای دانشگاهی بشناسیم بزودی داوطلبانی هم برای تدریس
خانه داری، گله داری و باغداری پیدا می شوند؛ دانشگاه را تدریس حساب کافی است.
دو - سه سالی طول کشید تا با مراجعات مکرر و مستمر، ارائه شرح دروس حسابداری و
رشته های مختلف آن، اهمیت و فرق آن را با حساب و ریاضی توجیه کنم و توضیح دهم.
بالا خره قرار شد در دانشکده حقوق و علوم سیاسی و اقتصادی دانشگاه تهران برای انتخاب
و استخدام یک نفر دانشیاراقدام کنند."
" در طول سال 1342 توضیحاتم رئیس وقت دانشگاه تهران را متقاعد و مصمم کرد که
دانشگاه تهران، مانند بسیاری از مهمترین دانشگاههای جهان، و به لحاظ نیاز کشور،
می باید دانشکده ای برای آموزش و تحقیقات مدیریت داشته باشد. در ابتدای شهریور
1343 شادروان دکتر صالح رئیس دانشگاه، در جلسه ای پرشور و با مخالفتهای بسیار،
بالا خره تاسیس دانشکده علوم اداری و مدیریت بازرگانی را به تصویب شورایعالی
فرهنگ رسانید.... مخالفتها با تاسیس این دانشکده، اولین در نوع خود در کشور،
بیشتر از ناشناخته بودن مدیریت به عنوان رشته ای از دانش ناشی می شد."
(دکتر اکبری، 1378، نوبت من نیست، ص 15)دکتر فضل الله اکبری پس از تاسیس
دانشکده علوم اداری و مدیریت بازرگانی دانشگاه تهران، به مدت 8 سال رئیس این
دانشکده بود. پس از سال 1350، به سمت معاون آموزشی و پژوهشی وزارت علوم و
آموزش عالی برگزیده شد و همزمان به تدریس رشته حسابداری در دانشگاهها و موسسات
مختلف آموزش عالی به ویژه بانک ملی ایران، اشتغال داشت. در این دوره با شرکت
اطلا عات اعتباری که به وسیله بانک مرکزی تاسیس شده بود، نیز همکاری داشت.
در فاصله سالهای 1350-53 که در وزارت علوم به کار اشتغال داشت، خدمات گسترده ای
درزمینه ارزشیابی مدارک تحصیلی و ارزیابی علمی دانشگاهها و مراکز علمی کشور
به انجام رسانید.
وی در اواخر سال 1353 به دانشگاه تهران بازگشت و به عنوان استاد دانشکده علوم
اداری و بازرگانی دانشگاه تهران در سمت معاون و قائم مقام رئیس دانشگاه تهران به کار
ادامه داد.پس از انقلاب در اوایل سال 1358 در سمت استادی دانشگاه بازنشسته شد اما
تا پایان سال تحصیلی 58-1357 همچنان به تدریس ادامه داد.
از اوایل دهه 1360 سازمان حسابرسی این افتخار را یافت تا از همکاری ایشان
با مرکز تحقیقات تخصصی حسابداری و حسابرسی این سازمان برخوردار شود.
کتاب و مقالا ت مختلفی که در این دوران توسط ایشان تالیف و تدوین و توسط سازمان
حسابرسی منتشر شده است حاصل این دوران پربار است.
دکتر فضل الله اکبری در اواخر دهه 1360 به امریکا مسافرت کرد و به مدت دو سال
با سمت استادی در دوره های فوق لیسانس دانشکده مدیریت بازرگانی دانشگاه استانفورد
که یکی از معتبرترین دانشکده های این رشته در سراسر دنیا به شمار می آید،
به تدریس پرداخت.
پس از آن به انگلستان رفت و یک سال نیز در دانشکده مدیریت دولتی تدریس
داشت. ایشان از اواسط دهه 1370 به ایران مراجعت کرد و همچنان همکاری خود را
در زمینه تحقیق و تالیف با مرکز تحقیقات تخصصی حسابداری و حسابرسی سازمان
حسابرسی ادامه داد و در این مدت است که مقالا ت متعددی هم برای مجله حسابرس
تهیه کرد.کتاب بررسی تحلیلی دکتر فضل الله اکبری در سال 1381 به عنوان کتاب
درخور تقدیر برگزیده و به وسیله وزیر فرهنگ و ارشاد اسلا می در مراسم هفته
کتاب مورد تقدیر قرار گرفت.آقای دکتر اکبری دانشمندی بیطرف و واقعگرا بود.
در عینحال که حرمت همگان را نگه میداشتند با اطرافیان رفتاری محکم، منطقی
و مهربان داشتند.استوار و قاطع اما اهل اعتدال بودند. بیادعا بودندو فروتن.از نقد و
نفی دیگران پرهیز میکردند و مراعات حقوق دیگران را از هر حیث می کردند.
نقش فردی دکتر فضل الله اکبری در توسعه دانش حسابداری در ایران به نحو قاطع
تعیین کننده بوده است. این نقش به گفته خود ایشان محصول «علاقه به کار» و به
قضاوت آنانی که او را از نزدیک میشناختند محصول احساس «مسئولیت» نسبت
به توسعه و پیشرفت جامعه و «ایمان» به چاره جوئیها و راهگشاییهای «علم» نیز بوده است.
زنده یاد دکتر فضل الله اکبری در 13فروردین1384 جان به جان آفرین تسلیم کرد و در قطعه
229 بهشت زهرا به خاک سپرده شد.از ایشان 4 فرزند ، 2پسر و 2 دختر ، باقی مانده است.
منبعwww.hesabras.org
سلام دوستان عزیز.
متاسفانه نمی دونم به چه علت اما یکی از دوستان خودمو ن به وبلاگ ما نفوذ کرده بود و ... باعث ناراحتی هم شد . در هر صورت ما می خوایم دوست عزیزمو ن خانم انتظارسافت علت اصلی کارش رو به ما توضیح بده چون ایشون یکی از نویسندگان وبلاگ ما بودن واین که بیان و بدون بیان علت وارد بخش مدیریت بشن کمی جای بحث داره . به هر حال از دوست خوبمون می خوایم علتش رو بیان کنه تا ماهم بدونیم چوب کدوم گناهمون رو داریم می خوریم ..
باتشکر از دوستان عزیز : مدیریت وبلاگ
ای همهمه ی سکوت
ای آسمانی
صلوات بر تو
عید برهمگان مبارک
شناسایی نوع،زمان عرضه و مشتري محصول
با وجود داشتن داده هاي زياد،اكثر شركتها نمي توانند رفتار مشتريان را پيش بيني كنند.در واقع تحقيقات مولفان نشان مي دهد حتي شركتهايي كه براي پيش بيني رفتار خريد مشتريان زحمات زيادي متحمل مي شوند،تنها در ۵۵٪ موارد درست پيش بيني مي كنند.كه اين نتيجه نمي تواند هزينه هاي داشتن يك سيستم روابط با مشتري (سي.آر.ام)را توصيه كند.چنين مطالعاتي موجب مي شوند پيش بيني آينده از طريق گذشته را شركت ها نا ممكن يابند.بنابراين،به همان روشهاي قديمي بازار يابي (ارائه ي پيشنهاد هاي مختلف به مشتريان)متوسل شوند.
ولي به گفته ي مؤلفان،علت غلط درآمد اين پيش بيني ها، محدوديت ذاتي سيستم هاي سي.آر.ام يا توان پيش بيني كنندگي رفتار گذشته نيست،بلكه به روش هاي رياضي مورد استفاده ي شركت ها براي تفسير داده ها مربوط مي شود.آنها بر اساس تحقيقات اقتصاد دان برنده ي جايزه ي نوبل،دانيل مك فادن،روش جديدي براي پيش بيني رفتار مشتريان ابداع كرده اند كه نتايج خيلي بهتري ارائه مي كند.در واقع اين روش شانس پيش بيني موفقيت آميز يك خريد خالص توسط يك مشتري خاص را به حدود ۸۵٪ مي رساند.اين رقم تاثير قابل ملاحظه اي بر بازده سرمايه بازار يابي شركتها دارد.به علاوه،با استفاده از اين روش،شركتها مي توانند ضمن كاهش دفعات تماس با مشتريان،درآمد خود را افزايش دهند،شواهد نشان مي دهد افراط در ارتباط با مشتريان ممكن است به فروش شركت آسيب برساند.
اهميت بد بودن
من با بد بودنم اين اجازه را به پدرم دادم تا در يك ريسك خوب بودن خودش را محك بزندو ببيند در تربيت يك بچه ي بد چند مرده حلاج است؟من با بد بودنم معلمم را ياري كردم تا بتواند آخرين تكنيك ها و فناوري هاي روانشناسانه اي كه در طول تحصيلش آموخته بود،ولي معناي آنها را نمي دانست مثل موش آزمايشگاهي روي من پياده كند و جواب بگيرد!
من با بد بودنم به آقاي سيبيلوي بد اخلاق همسايه فهماندم كه اگر بچه اي در كوچه سر و صدا كرد يا توپ زد و شيشه خانه اش را شكاند يا ترقه توي حياط خانه اش انداخت يا روي در،عكس قلب تير خورده كشيد خيلي عصباني نشود و حرص نخورد و خونش به جوش نيايد و خودش ار كنترل كند و برود خدا را شكر كند كه باز لااقل من نيستم كه گوش بچه خوشگلش را گاز بگيرم.
من با بد بودنم به همه ي دوستانم عملاً ياد دادم كه دوست ناباب ،عجب موجود خطر ناكي است و دوستي با او چه عواقبي دارد.من با بد بودنم ،كاري كرده ام كه مادر عزيزم هيچ وقت به فكر خواستگاري رفتن براي من نمي افتد!
من با بد بودنم ،خوب بودن برادر كوچيكم را به همه ثابت كرده ام .من با بد بودنم ،بد بودن«بد بودن» را به همه نشان داده ام .من با بد بودنم خدمات بسيار ارزنده اي تحويل جامعه داده ام .راستي كه من چقدر«خوبم!!»