تبليغاتX
ماهنامه ي دانشجويي
مديريت خوب هنري است كه كارهاي سخت را ساده كند نه آنكه كار هاي ساده را مشكل...
فاصله همه چيز را مي کشد، بيخود نيست که ابر ها از دوري زمين اينقدر گريه مي کنند!
امروز همانطور که کنار پنجره اتاقم نشسته بودم و به باران گوش مي دادم ، با اين جمله توي مغزم ور مي رفتم، خاطراتم را مرور مي کردم و به اين نتيجه رسيدم که چيز زيادي نيستم، به جز چند سال زنده بودن با کمي گريه، با کمي لبخند و دفتر سياهي پر از تاسف لحظه هاي از دست رفته و چند تکه چيز خاکستري شبيه اميد....
بايد دنبال چيز هاي جديدي بگردم، بايد محکمتر بايستم تا ديگر زمين زير پايم لق نخورد... دوباره به فاصله فکر مي کنم و انگار کسي از همان دورها صدايم مي کند:
باد که مي وزد بايد پاهايت را رها کني و پرواز کني، به باران گوش کن، فرو بريز هزاران بار، سياهي ها را مثل خاک در خودت گم کن، اميد داشته باش... از روياي زندگي به حقيقت مرگ ايمان بياور و خوب نگاه کن که همه چيز به سادگي يک نگاه است...
خودم را با باد رها مي کنم و انگار همه چيز در من گم مي شود. چشم هايم را مي بندم و خوب نگاه مي کنم، من اميد دارم و باران زيباترين موسيقي است که تا به حال شنيده ام.
 
سلام. خیلی وقته نبودم.حالا می گن آخه اینم شد کار گروهی....
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 3:27 قبل از ظهر  توسط حلیمه خلیلی  | 

من کنارش بودم.در دو قدمی.

کسی از دور فریاد میزد:

بین یافتن و دریافتن فاصله ایست...

و بود...

خدا دلگیر شده بود . هر چه اصرار کردم کمی درد دل کند قبول نکرد. گفتم از انسان ها انتظار بیش از این نداشته باش که خود بهتر میدانی که زندگیشان سرابی است که در آن غوطه ورند. به یادت نیستد اما دلشان با توست. باز فاصله گرفت و باز رنجید... التماسش کردم ...حرفی نزد. قسمش دادم به عزیز ترین بندگانش...سکوت بود و التهاب. قسمش دادم به بخشش بی انتهایش. لب گشود و گفت از بندگان انتظاری نیست جز خطا نکردن. ذاتشان همین است. چون بی خبرند از فردا و در غفلتند. نمیدانند که چه باید بکنند. ولی آنان که میدانند به درگاه من مرتکب گناه می شوند و باز بر آن اصرار میورزند دلگیرم کردند......کمی سرخ شدم...ایستادم و باز فاصله شکل گرفت....تمام غم دنیا بر دلم نشست و روحم سیاهیه خودش را دید.....چقدر به درگاهش روسیاه بودم......هنوز میسوزم و دریافتم که از خدا چیزی نیافته بودم... 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 7:26 قبل از ظهر  توسط حلیمه خلیلی  | 

(علم در دنياي طنز)

 * در زماني كه شرايط -براي باكتري ها مساعد باشد آن ها به دوره ي نوجواني

 

وارد مي شوند.

۱-تنفس از دو عمل تشكيل شده است:دم و اميد به بازدم .

۲-لرزش بدن زماني رخ مي دهد كه ذهن نمي تواند تصميم بگيرد به كدام طرف برود.

۳-يكسري از حيواناتي كه در گذشته هاي دور از بين رفته اند فسيل شدند در حالي كه باقي تصميم گرفتند كه به نفت تبديل شوند.

۴-از علايم جبري مثل(x,b,aو...)زماني استفاده مي شود كه فرد نمي داند دارد از چه چيزي حرف ميزند ؟

۵-خلاََ چيزي نيست،فقط اسم آن را مي بريم تا بداند كه مي دانيم وجود دارد .

۶-به نظر بيشتر مردم حل كردن يعني پيدا كردن پاسخ مسائل ،اما از نظر شيميدان ما يعني محلول كردن چند مواد با هم .

۷-مي گويند علت پريدن عطر از درون بطري تبخير سريع آن است اما در اصل فراموش كاري مردم است زيرا انها يادشان مي رود در وسايل مواد فرار را بگذارند .

۸-اگر كسي به دور خود بچرخد مي گوييم ديوانه است اما وقتي سيا ره ها اين كار ار مي كنند مي گوييم درون يك مدار حركت مي كنند .

۹-برخي از مولكولهاي اكسيژن ايجاد آتش مي كنند اما برخي ديگر آب،پس مي توان گفت درون اكسيژن برادر كشي است .

۱۰-زماني كه برق از تار هاي گيتار برقي عبور مي كند صداي گيتار در مي آيد ؛بنا براين مي توان گفت اگر از بدن انسانها هم رد شود بايد بتوان صداي آن را شنيد .

۱۱-زماني كه خواننده اي ترانه مي خواند باعث مي شود مولكولهاي هوا جابجا شده و به سوي پرده ي گوشمان بيايد و يك خواننده ي خوب مي داند آن را چگونه بفرستد تا صدمه اي به گوشمان نرسد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 4:48 قبل از ظهر  توسط حلیمه خلیلی  | 

 

عنوان: ریاضیات مدیریت

متن کامل لطیفه :                    

  مدير باهوش + كارمند باهوش = سود

مدير باهوش + كارمند نادان = توليد

مدير نادان + كارمند باهوش = ارتقاء

مدير نادان + كارمند نادان = اضافه‌كاري

=============================

Smart boss + smart employee = profit

Smart boss + dumb employee = production

Dumb boss + smart employee = promotion

Dumb boss + dumb employee = overtime

================================

كليدواژه :     مدير؛ كارمند؛ رئيس؛ بهره‌وري؛ كارايي؛ اثربخشي

موفق باشید.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 5:50 قبل از ظهر  توسط حلیمه خلیلی  | 

 

اگر به انسان ها شخصيت و فرصت ابراز عقيده بدهيد، پاداش و امکان مشارکت بدهيد، رشد

خواهند کرد و انديشه های ناب خود را بيرون خواهند ريخت.(رابرت اسلاتر)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 5:45 قبل از ظهر  توسط حلیمه خلیلی  | 


   

دوست داريد فكر اطرافيانتان را بخوانيد؟


    آيا مايليد به افكار كسي كه در كنار دستتان نشسته است پي ببريد؟ اگر با افراد زيادي مواجه شده باشيم مي‌توانيم بسياري از افراد را حتي از نوع صحبت كردنشان بشناسيم‌. اما اين شناخت در مواجه حضوري با دانستن بسياري از حالات ثابت شده در علم روان‌شناسي بهترين فرهنگ نامة آدم‌شناسي را برايمان مي‌گشايد. با شناخت بيشتر افراد، ارتباطمان جهت دار مي‌شود و در مدت كوتاهي خواهيم توانست كه به هدف مورد نظر از اين آشنايي و ملاقات نزديك شويم‌. ايجاد رابطه صحيح باعث رشد عزت نفس در انسان مي‌شود و ارتباط ما با خودمان و اطرافيان تقويت مي‌شود.
    هر چه بهتر و كامل‌تر با خود و ديگران ارتباط برقرار كنيم‌، احساس موفقيت از ايجاد يك ارتباط صحيح و دوستانه ما را زودتر به هدفهايمان مي‌رساند و باعث تعالي افكار و رفتارمان در زندگي مي‌شود.
    1 - فرد خوددار: 


    اگر شخصي دستهايش را پشت كمر قفل كند، نشان مي‌دهد كه خود را به شدت كنترل كرده است‌. در اين حالت او سعي دارد خشم يا احساس نااميدي را از خود دور كند.
    2 - حالت تدافعي‌: 


    اگر انگشتان دستها به بازو گره خورده باشد نشان دهنده حالت تدافعي در برابر حمله‌اي غير منتظره و ناگهاني يا بي‌ميلي براي تغيير چهره شخص است‌. اگر انگشتها مشت شده باشند، حالت بي ميلي شديدتر است‌.
    3 - متفكر: 


    گره كردن دستها به دسته‌هاي صندلي نشان مي‌دهد كه شخص سعي دارد احساس خود را مهار كند. اما قفل كردن قوزك پاها به يكديگر حالت تدافعي است‌. اين حالت بيشتر در مسافران مضطرب هواپيماي هنگام پرواز و فرود آن ديده مي‌شود.
    4 ـ دقت‌: 


    وقتي شخص انگشت سبابه را روي صورت و بقيه دستش را به صورت گره كرده در پايين صورتش قرار مي‌دهد يعني كه با دقت است‌. اين حالت نشان مي‌دهد كه شخص بادقت زياد به صحبت‌هاي شما گوش مي‌دهد و يك يك كلمات شما را مي‌سنجد و در چهره او حالتي انتقادي به چشم مي‌خورد.
    5 - بدگمان‌: 


    انگشتهاي گره شده زير چانه و نگاه خيره نشان دهنده حالت ترديد و دودلي است‌. او به صحبت‌هاي شما و صحت گفته‌هايتان ترديد مي‌كند. در اين حالت ممكن است آرنج روي ميز قرار گرفته باشد.
    6 - بي‌گناه‌: 


    دستهايي كه روي سينه قرار گرفته باشد، بهترين نمونه براي نشان دادن و حالت بي‌گناهي و درستكاري است‌. اين حالت اثر باقيمانده از شكل سوگند خوردن است كه دست را روي قلب قرار مي‌دهند.
    7 - مطمئن‌:


    اين حالت دستها در مردها نشان مي‌دهد كه به آنچه كه مي‌گويند اعتقاد و اعتماد كامل دارند و در خانمها كمتر ديده مي‌شود. خانمها هنگامي كه دست خود را به كمر مي‌زنند نشان مي‌دهند كه به آنچه مي‌گويند اطمينان دارند.
    8 - مرموز: 


    دستهاي به هم مشت شده زير چانه نشان مي‌دهد كه شخص نظرياتش را پنهان مي‌كند و به شما اجازه مي‌دهد به صحبت خود ادامه دهيد، تنها هنگامي كه حرفهايتان پايان يافت به شما و نظريات شما حمله خواهد كرد.
    9 - ظاهر ساز: 


    او آرام به نظر مي‌رسد اما اين آرامش پيش از توفان است‌. اين حالتي است كه بيشتر رؤسا به خود مي‌گيرند تا خود را به گونه‌اي به زيردستان نزديك كنند و در عين حال جاذبه آنها نيز كم نشود.
    10 - آماده و موفق‌: 


    قرار دادن پاها روي هر چيز (روي صندلي‌، ميز، سكو و... نشانه حالت مالكيت است‌... در يك ميز گرد تنها رئيس اجازه دارد چنين حالتي داشته باشد و آرامش خود را نشان دهد.)
    11 - اعتماد به نفس‌: 


    تكيه زدن به صندلي در حالتي كه دستها پشت سر قفل شده نشان دهنده اعتماد به نفس قوي است‌. اگر شخصي در اين حالت صحبت مي‌كند به گفته‌هاي خود اعتماد دارد و اگر به صحبت‌هاي شما گوش مي‌دهد به خود زحمت ندهيد، او خود همه ماجرا را مي‌داند!
 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 2:42 قبل از ظهر  توسط حلیمه خلیلی  | 

JavaScript Codes